شاهین سرکیسیان کیست؟ در تاریخ تئاتر ایران چه نقشی داشت؟ میراث او برای تئاتر معاصر چه بود؟ کتاب شاهین سرکیسیان بنیانگذار تئاتر نوین ایران می کوشد از رهگذر مقالات گفت و گوها و یادداشت های شخصی به این پرسش ها پاسخ دهد و در عین حال تصویری روشن از خود شاهین سرکیسیان به دست دهد.علی اکبر علیزاده به عنوان ویراستار در پیشگفتار کتاب می نویسد:بخشی از تصاویری که در این کتاب از او ارائه شده است از جمله زندگی او در مقام هنرمند تمرین های مدامی که به سرانجام نمی رسیدند آموزش شاگردان تعلیم و تربیت و مقالات تئاتری و کوشش برای پایه ریزی آن چیزی که خودش اسمش را تئاتر ملی ایران می نامید تصاویری هستند که اکنون به ندرت می توان آن را در تئاتر معاصر ایران پیدا کرد. وی علاوه بر اینکه در شمار اولین معمار این تئاتر محسوب می شود قطعا اولین کسی است که به اجرای متون ایرانی رونق بخشید و شماری از مهمترین سردمداران تئاتر دنیا از جمله ((ژاک کوپر)) ((برشت)) ((چخوف)) ((استریندبرگ)) و چندین و چند نفر دیگر را به تئاتر ایران شناساند.جمشید لایق یکی از صادق ترین شاگردان سرکیسیان در این کتاب علاوه بر اینکه تصویر بسیار دقیقی از وی به دست می دهد از خلال این مقالات کوشیده است بخشی از حلقه مفقود شده تئاتر ایران به خصوص در حد فاصل سال های ۱۳۳۲ا ۱۳۴۵ را احیا کند.این کتاب در واقع ادای دینی است صادقانه نسبت به جایگاه رفیع این مرد در مقام هنرمند ادای دینی که چه بسا مدتی طولانی به تاخیر افتاده بود.مطالب کتاب که به همت جمشید لایق توسط غلامحسین دولت آبادی و مینا رحمتی گردآوری شده گذشته از پیشگفتار و نوشته ای از آربی آواناسیان به عنوان سر آغاز و احیانا یکی دو نوشته دیگر گفت و گوها یادداشت ها نامه و مقاله های گوناگونی است که در طول سال های مختلف درباره سرکیسیان یا به قلم خود او در رسانه ها به چاپ رسیده و اکنون در چهاربخش تدوین و به شیوه ای نه چندان مناسب ارائه شده است.
بخش نخست شامل سیری کوتاه در تاریخچه تئاتر نوین ایران گزیده ای از فهرست نمایشنامه های ترجمه یا اجرا شده توسط شاهین سرکیسیان و سالشمار زندگی اوست که از سال ۱۲۸۹ با تولدش آغاز و در جمعه ۶ آبان ۱۳۴۵ با درگذشت سرکیسیان هنگام تمرین نمایشنامه روزنه آبی نوشته اکبر رادی به پایان می رسد. بخش دوم شامل گفتگوهایی درباره سرکیسیان است که در طول سالها در نشریات مختلف به چاپ رسیده است. عزت الله انتظامی، عباس جوانمرد، اکبر رادی، احمد براتلو، گابریل تیکیدچیان، فهیمه راستکار، حسن قائمیان، واروژ سورنیان، بهزاد فراهانی، ناصر شاهین پر، اسماعیل شنگله، مسعود فقیه، منوچهر عسگری نسبت جعفر هالی، میشا هایراپتیان، خلیل موحد دیلمقانی، هوشنگ لطیف پور، الوناز لومیان، علی نصیریان، لیدا بربریان، پروفسور جیمز کویین بی و آربی آوانسیان هنرمندانی هستند که در این بخش گذشته از جایگاه شاهین سرکیسیان در تئاتر تصویری روشن از وضعیت تئاتر آن روزگار ارائه می دهند.جعفر والی در گفت و گویی که همان سال ها در آبنوس و در سال ۸۳ نیز در روزنامه ایران به چاپ رسیده است درباره او می گوید:شاهین سرکیسیان بنیانگذار تئاتر نوین ایران و در عین حال یکی از گمنام ترین هنرمندان تئاتر معاصر ایران است. من از طریق فهیمه راستکار و احمد شاملو با سرکیسیان آشنا شدم. در آن فضای خفقان آور بعد از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ما به منزل سرکیسیان می رفتیم و تمرین تئاتر می کردیم اما در این رفت و آمدها ظن سازمان امنیت را مبنی بر سیاسی بودن این جلسات ما برانگیخت و برای مدتی سرکیسیان را بازداشت کردند و بعد از مشخص شدن ماهیت جلسات و با وساطت محمد علی مسعودی مسئول روزنامه ژورنال در تهران آزاد شد.....در سال ۱۳۳۷ با شروع فعالیت اداره تئاتر مسئولین اداره تئاتر که از شاگردان سابق شاهین بودند دیگر او را به عنوان کارگردانی قبول نداشتند بنابراین او از جمع شاگردان قدیمی خود کناره گرفت و گروه تئاتر آرمن را تشکیل داد یا بچه های ارامنه...در همین بخش علی نصیریان که درباره ارتباط او با سرکیسیان حرف و سخن های بسیار در کتاب آمده در گفتاری که مشخص نیست در چه زمان و توسط چه شخص یا رسانه انجام و در کجا به چاپ رسیده می گوید:سرکیسیان به راستی بنیان گذار تئاتر مدرن در ایران است و این مسئله نباید در تاریخ تئاتر ایران نادیده گرفته شود.امیدوارم افرادی که در این زمینه تحقیق می کنند حق مطلب را در مورد این شخص آن شخص آنطور که باید ادا کنند ما همه از زیر شنل سرکیسیان درآمدیم همان طور که آن نویسنده روسی معتقد است که همشان از زیر شنل گوگول درآمدند.....
((شاهین سرکیسیان از زبان خودش)) عنوان سومین بخش کتاب است که به دو گفت و گو با او اظهار نظر شخصیت های ادبی درباره تئاتر آناهیتا یادداشت ها طرح ها نامه ها و بیش از ۱۵ نوشته سرکیسیان اختصاص دارد. نوشته هایی درباره هنرمندان نویسندگان و تئاتر که حدود نیمی از آنها در هفته نامه ادبی لاسمن ایران یا ژورنال در تهران به زبان فرانسه و بقیه به زبان فارسی در مجله هنر نمایش هنرهای زیبای کشور هفته نامه ستاره تهران یا ماهنامه تئاتر آناهیتا در دهه ۳۰ به چاپ رسیده است.پیدایش تئاتر مدرن جهان تئاتر پیشرو ریشارد واگز تئاتر آنریش و ماکس رابینهات تئاتر مدرن انگلستان شرح حال برنارد شاو آنتوان چخوف چخوف در فرانسه و خلاصه تیم استلانسلاوسکی در مورد بازیگری عنوان برخی از نوشته هاست. سرکیسیان در یکی از گفت و گوهای این بخش با عنوان ((چهل سال پیش گفت و شنودی با شاهین سرکیسیان)) درباره تئاتر ملی ایران می گوید:برخلاف آنکه تئاتر روحوضی را تئاتر ملی می دانند باید بگویم من اصلا آن را قبول ندارم.تئاترهای روحوضی بینش تئاتری مردم را پایین می آورد. حالا هم چون کار مثبتی در زمینه تئاتر صورت نمی گیرد به نظر من تئاتر ملی نداریم. من زمانی دست به این کار زدم اما عواملی که خارج از اراده بود من را از این کار واداشت.چون آدم هایی که دور و برو بودند فکرم را منکر شدند و به تئاترهای روحوضی تکیه کردند و گفتند در ایران نمی شود تئاتر ملی را به مانند تئاتر مدرن اجرا کرد. اما عمل نشان داد که می شود این کار را کرد و خوشبختانه اندیشه ام در این زمینه ریشه گرفت. ما حالا تئاتر ملی نداریم و گناه آن هم به گردن مدیران کارگردانان و بازیگران است برای اینکه هیچکدام حوصله و عشق این کار را ندارند که از راه اصولی دست به کار ملی بزنند. عده ای هم خیال می کنند که از نظر مالی محدودند من این را قبول ندارم زیرا حل مشکلات مادی ساده است اگر انرژی خودمان را به کار بیندازیم موفق می شویم.
بخش پایانی کتاب نیز یادبود نامه شاهین سرکیسیان است که با یادداشت هایی از عباس جوانمرد بهمن فرهی مسعود فقیه ناصر رحمانی نژاد و یک گزارش مغشوش از مراسم یادبود سرکیسیان در باشگاه آرارات در آذر ۴۵ و چند تصویر از او با طرح نمایشنامه روزنه آبی ماکت چند نمایش و آرامگاهش در گورستان ارامنه به آخر می رسد.کتاب شاهین سرکیسیان بنیانگذار تئاتر نوین ایران صرف نظر از تدوین ناهماهنگ و غیر حرفه اش و گذشته از پاره ای لغزش ها نیاز به تامل و خوانش دقیق دارد.به ویژه فصل دوم و سومکه تصویری روشن از وقایع تئاتر ایران در سال های دور اشخاص مهم و تاثیرگذار آن و تلاش های نافرجامی که برای پی ریزی تئاتر ملی صورت گرفته ارائه می دهد. نوشته ها در این دو بخش اگرچه اغلب تاریخ و ماخذ ندارند اما چون در قالب گفت و گو عرضه شده به رغم گذشت نیم قرن آنچنان برایمان آشناست که انگار وقایع دوروبرمان را از گفت و گوی دو نفر مرور می کنیم.

