تبليغاتX
ارامنه ایران

تاريخچه حيات ارمنیان در ايران

 ارامنه ساكن در سرزمين ارمنستان نه تنها بعنوان همسايه هم مرز با مردم ايران ارتباط داشته اند بلكه بيشتر از ديگر همسايگان ايران طى قرون متمادى در نواحى مختلف ايران سكونت نموده اند.

     پس از تسلط كوروش هخامنشى برسرزمين ارمنستان‘ كوروش در دوران حكومت خود مبادرت به ايجاد سپاهى متشكل از بيست هزار پياده و چهار هزار سواره نظام از سربازان ارمنى كرد كه اين سپاه تا سقوط حكومت هخامنشى در آن شهر بصورت دائمى اقامت گزيدند.

     در زمان برپائى كاخهاى شوش و تخت جمشيد توسط دايوش اول‘ از معماران و سنگ تراشان ارمنى نيز استفاده شده است . بدين ترتيب آنان بهمراه خانواده هاى خويش درمنطقه فارس اقامت گزيدند و جامعه كوچكى از ارمنيان را درآن منطقه تشكيل دادند.

     با آغاز حكومت اشكانيان‘ ارتباطات سياسى و اجتماعى بين ايرانيان و ارامنه مستحكم تر گرديد و تعدادى از بازرگانان و اشراف ارمنى كه ارتباطات خويشاوندى با مردم داخل ايران داشتند در شهرهاى مختلف سكونت گزيدند. با روى كار آمدن ساسانيان جنگهاى طولانى با بازرگانان اشكانيان دركشورهاى همسايه از جمله ارمنستان آغاز شد‘ لذا از دوران حكومت اردشير بابكان‘ حملات متعددى به ارمنستان انجام شد و بدين گونه اسراى بسيارى در زمان حكومت شاهپور دوم ساسانى جنگهاى خونينى بين ايران و ارمنستان درگرفت كه درآغاز منجربه شكست ارامنه  و اشغال آن سرزمين گرديد. براساس شهادت مورخان حدود 113000 خانواده ارمنى به داخل فلات ايران كوچانده شدند و در مناطق مختلف ايران اسكان يافتند‘ تعداد زيادى از آنان به منطقه خوزستان و عراق فعلى برده شده و در كارهاى ساختمانى و كشاورزى بكار گرفته شدند. از سرنوشت ارامنه كوچانيده شده در زمان شاهپوراطلاع دقيقى دردست نيست و طبق رواياتى آنان بطور پراكنده در شهرهاى غربى و جنوب غربى ايران سكونت گزيدند وبعد ازآغاز حملات اعراب به ايران هيچگونه نشان و خاطره اى از آنان برجا نمانده است.

     با سقوط حكومت اشكانيان در ارمنستان و تقسيم آن سرزمين بين دو كشور ايران و روم‘  قسمت عمده ارمنستان تحت حكومت سامانيان قرار گرفت‘ جهت دفاع از مرزهاى شرقى ايران و همچنين خارج نمودن نيروهاى جنگى ارامنه از سرزمين اصلى خود ارتشى متشكل از سى هزار سواره نظام كه قسمت عمده آنان را اشراف زادگان تشكيل ميدادند جهت جنگيدن با كوشانها به نيشابور گسيل شدند و تا زمان حكومت يزدگرد دوم و شورش ارامنه بصورت دائمى درآن منطقه مستقر بودند.

     با اشغال ايران توسط اعراب و آغاز حملات به فلات ارمنستان‘ آنان از مناطق مختلف ارمنستان اسرائى به داخل ايران آوردند‘ اين اسرا به طورعمده بصورت برده در بازارهاى برده فروشان به معرض فروش گذارده و يا به سرزمينهاى عراق و سوريه كوچانيده شدند. بنابراين ارمنيان مانند دوران شاهپور سامانى قادر به تشكيل جوامع خود درايران نشده و بين بوميان منطقه محو شدند.

     باآغازحملات سلجوقيان به ارمنستان به قول مورخان درسالها 1048 و 1049 ميلادى حدود 000/150 نفرازارامنه به اسارت به ايران آورده شدند. تعداد بسيارى از آنان در راه‘ كشته  و تعدادى نيز به بازارهاى برده فروشان مصر فرستاده شدند و بازماندگان در مناطق مختلف آذربايجان و مناطق مركزى ايران سكنى گزيدند در حملات جديدى كه الب ارسلان سلجوقى درسالهاى 1063 تا 1072 ميلادى به فلات ارمنستان  انجام داد‘ بار ديگر اسراى جديدى از ارمنستان به ايران آورده شدند كه عمدتا در حوالى شهر سلطانيه ساكن شدند.

     در زمان هجوم مغولان به ايران‘ ارامنه نيز بهمراه ايرانيان قتل عام شدند و تعداد آنان روبه كاهش گذاشت ولى در اندك مدتى بعلت آوردن اسراى جديدى از ارمنستان توسط مغولان‘ جوامع ارمنى در ايران روبه فزونى نهاد و دراواخر دوران حكومت مغولان كه آرامش نسبى در كشور برقرار شده بود‘ ارامنه جوامعى در شهرهاى تبريز‘ سلطانيه‘ مرند‘ مراغه‘ رشت‘ رى و غيره تشكيل دادند.

     در دوران حكومت ايلخانان درايران بزرگترين تجمع ارامنه در پايخت وقت ايران‘ شهر سلطانيه بوده كه به فعاليتهاى صنعتى و تجارى اشتغال داشتند.  لذا‘ با آغاز حملات تيمورلنگ‘ اكثر ارمنيان ساكن سلطانيه همراه آنهايى كه از قفقاز آورده شده بودند به شمال افغانستان و مغولستان كوچانيده شدند و بدين ترتيب به مرورشهر سلطانيه از وجود ارامنه خالى شد.

     با تسلط آق قويونلوها و قويونلوها برمناطقى از ايران‘ جنگهائى طولانى آغاز شد  باعث قتل و غارت مردم ايران شد و دراين بين ارامنه بيشترين آسيب را ديدند‘ بطوريكه در مدت زمان كوتاهى‘ كليه جوامع ارمنى ساكن در مناطق مركزى و غربى ايران ازهم پاشيدند.

     در اواخر قرن 16 ميلادى و آغاز حكومت صفويان‘ ارامنه عمدتا در آذربايجان متمركز شدند و تعداد قليلى از ايشان نيز در شهرهايى چون قزوين‘ اصفهان و رى بكار تجارت مشغول بودند.

     در سال 1603 ميلادى‘ شاه عباس صفوى عمليات نظامى خود عليه عثمانى را آغاز نمود و تمامى فلات ارمنستان را اشغال كرد‘ ولى به فاصله يكسال‘ نيروهاى عثمانى‘ به فرماندهى سينا پاشا مبادرت به حمله بزرگى عليه نيروهاى ايران نمودند. شاه عباس تصميم گرفت در كنار رود ارس با دشمن مواجه گردد‘ بنابراين با سرعت عقب نشينى نمود و درحين عقب نشينىاز سياست سرزمينهاى سوخته استفاده كرد و گروهى از ارمنيان ساكن دشت آرارات بطرف ايران رانده شدند و همه روستاها و شهرهاى سرراه ارتش عثمانى نيز سوزانيده شد.

    از تعداد نيم ميليون ارامنى رانده شده از مناطق مسكونى خود فقط يك پنجم آنان قادربه سكونت در مناطق مختلف ايران شدند وسايرين درمسير طولانى مهاجرت كه مدت يك سال بطول انجاميد بعلت عمليات جنگى‘ سرما‘ قتل و غارت قبايل سرراه بيمارى و قحطى جان خود را از دست دادند.

     ارمنيانى كه در دوران صفويان به ايران آورده شدند در شهرهايى چون رشت‘ قزوين‘ شيراز‘ اراك‘ همدان‘ انزلى‘ كاشان و بخصوص اصفهان و روستاهاى اطراف آن اسكان داده شدند.  بدستور شاه عباس تجار و صنعت گران ارمنى درجنوب پايتخت صفويان در ساحل جنوبى رود زاينده رود ساكان داده شدند و دراين منطقه خانه هاى خود را برپا داشتند و به ياد موطن خود محل سكونت جديد خود را جلفا ناميدند.

     شاه عباس براى اينكه ارامنه را به سرزمين جديد وابسته نمايد‘ اختياراتى به آنان اعطا نمود كه از آن جمله اجازه ساختن كليساهاى متعدد و برپائى خليفه گرى ارامنه جهت اداره امور مذهبى و اجتماعى خاص ارامنيان را مي توان نام برد.

     با سقوط حكومت صفويان و آغاز حملات افغانها به ايران و بعلت جنگهاى طولانى داخلى كه تا اوايل قرن 19 بطول انجاميد‘ نا امنى بركشور حاكم شد واين امر باعث كوچ تعدادى بسيارى از ارمنيان از مناطق مركزى و جنوبى  ايران به سرزمينهاى امن گرديد و بدين ترتيب در مدت زمان كوتاهى تعداد زيادى از آنان در سواحل شبه جزيره هند گردآمده و جوامع جديدى درآنجا تشكيل دادند.  

     بهمين ترتيب بود كه باقيمانده ارمنيان در ايران اكثرا در شهرهاى تهران‘ اصفهان و تبريز تمركز يافته و جوامع كوچكى از آنان نيز در شهرها و روستاهاى مختلف ايران پراكنده  شدند.

مهاجرت ارمنيان به ايران  

     اگر گذري به خطه آذربايجان كنيم، بدون ترديد، كليساهاي بسياري را مي بينيم كه حاكي از اين مسئله است كه ارمنيان از ديرباز درايران مي زيستند. همچنين بايستي متذكر شد كه پيش از كوچ ارمنيان به ايران در زمان شاه عباس صفوي ، بازرگانان ارمني در شهرهاي شيراز و بندرعباس سكني گزيده و به تجارت اشتغال داشته اند.

     درسال 999 هجري قمري، به موجب پيمان منعقده ميان نمايندگان شاه عباس صفوي و سلطان مراد سوم خليفه عثماني، تبريز،  باختر ايران و ارمنستان، ‌شكي، شيروان، گرجستان و قره باغ تحت سيطره دولت عثماني درآمد.  درسال 1013 هجري قمري شاه عباس بخش اعظمي از آذربايجان، ارمنستان و قره باغ را ازعثمانيان بازپس گرفت ولي بمحض اطلاع از حركت سردار عثماني از شيروان بسوي قارص، ساحل جنوبي رودخانه ارس عقب نشيني كرد و دستور داد ارمنياني كه در مسير حركت سپاهيان عثماني اسكان داشتند، ‌خانه و كاشانه خود را رها و به اين منطقه كوچانده شوند. طبق فرمان شاه عباس ارمنيان جلفاي نخجوان به اصفهان كوچ و ابتدا در شمس آباد اصفهان سكني گزيدند و به مرور زمان جلفاي اصفهان را بنا نهادند.

     البته شايان ذكر است كه مسئله كوچ ارمنيان به اصفهان امرساده اي نبود.  در حدود سيصد و پنجاه هزار تن ازارمنيان به زورشمشيرسربازان قزلباش خانه ومأواي خود را رها و بسوي كشورايران به حركت در آمدند. از آنجائيكه هيچ پل و گذرگاه مطمئني روي رودخانه ارس نبود حدود سيصد هزار تن جان خود را از دست دادند و پنجاه هزار تن از ارمنيان كه جان سالم بدر برده بودند به دستور شاه عباس به اصفهان كوچانيده شدند و حتي افرادي بودند كه درشهرهاي استانهاي گيلان و مازندران و يا  در شيراز اسكان يافتند.

     ارمنيان ساكن در نواحي روستائي به كشاورزي، دامداري و باغداري وارمنيان جلفا به داد و ستد اشتغال يافتند. بموجب اعتماد خاصي كه شاه عباس به تجارارمني داشت ايشان را جهت صدور ابريشم كه دراختيار خود شاه بود به خدمت گرفت . پس از درگذشت شاه عباس اوضاع ارامنه دگرگون شد. جانشينان شاه عباس به آزار و اذيت تجار ارمني پرداختند و مالياتهاي بسيار سنگيني به دارائيهاي آنان بستند و وقتي اين تجار اعتراض مي كردند آنان را به ستون بسته مي سوزاندند.

     در دوران حكومت نادرشاه هم ارمنيان از شرايط مساعدي بهره مند نبودند، بعنوان مثال، ناچار بودند ساليانه 60500 نادري به حكومت غرامت بپردازند و بدين ترتيب بدنبال اعمال ناشايست عمال نادرشاه برخي از ارمنيان به هندوستان، هندوچين و جاوه مهاجرت كردند. در برخي از نواحي ايران، ارمنيان حق نداشتند سواره وارد شهر شوند و فقط مي توانستند به مشاغلي چون زرگري، نجاري، تجارت و تهيه شراب اشتغال يابند.

     در دوران قاجار تحول قابل ملاحظه اي در اوضاع ارمنيان ابران حادث شد و به تعاقب خدمات ارزنده آنان  در دوران مشروطيت، ايشان سرانجام حقوق يك شهروند ايراني كه سالها از آن محروم بودند را يافتند.

نوشته شده توسط واراند در Tue 9 May 2006 ساعت 9:28 | لینک ثابت
 
domain parking guide