گاهی اوقات ما انسان ها(اگه بشه اسممون را گذاشت انسان) بقدری کثیف و منفور میشیم که اگه میدونستیم آرزو میکردیم که ای کاش به دنیا نمی آمده بودیم.همه چیز عالی بود.شاید میرو بگیجانیان فکر نمیکرد که در آن روز نحس به خاطر دفاع از دو دختر که مورد آزار و اذیت چند تن از ارازل و اوباش قرار گرفته بودند باید با این جهان خاکی وداع کند و البته این وداع وداعی دردناک و تلخ باشد آن هم در سنی که در اوج جوانی است. بله دنیا خیلی کثیف و عامل کثافت شدن این دنیا ما آدم ها هستیم .از قرار معلوم دیگه دل های ما انسان ها از عاطفه و محبت پر نیست و در واقع همه ما داریم به نحوی غریزه حیوانی خودمان را جلو می بریم تا انسانی.البته در این کشاکش رقابت سر اینکه که به چه صورتی بتوانیم دیگران را تسلیم خواسته ها و اعمال شنیع خودمان بکنیم. باعث بشیم خانواده و جامعه ای داغدار شوند و مادر ۳۵ ساله ای تا مرز سکته برود و به معنای عامیانه دق کند و راه هایی را انتخاب می کنیم که شاید حیوانات جنگل نیز از آن راه استفاده نمی کنند. میرو بگیجانیان نیز از آن دسته انسان هایی بود که با وجود سن کم حاضر به پذیرش حرکتی نبود که گاه بعضی از ما در این جامعه به سادگی از کنار آن می گذریم ولی آیا این سوال را در ذهنمان پرسیدیم که آیا حق جوانان و به کل جوانانی مانند ميرو در جامعه ما بايد اينچنين باشد؟
ادامه مطلب


