اين دانشنامه 574 صفحهاى مصور به كوشش سركار خانم ژانت. د. لازاريان فراهم شده و در حوزههاى گوناگون دانش، فرهنگ، هنر،سياست، صنعت، ورزش، فعاليتهاى اجتماعى و... به معرفى چهرههاى كوشا، مؤثر و خدمتگزار ارامنه پرداخته كه هر يك به سهمخويش و در حد توان خود در خدمت به ميهن و فرزندان آن از هيچ كوششى دريغ نورزيدهاند و به نيكى نسبت به خاك آبا و اجدادىخويش اداى دين كردهاند. پس بجاست كه نام آنان بر صفحههاى سپيد كاغذ نقش بندد تا آيندگان نيز با خدمتگزاران به آب و خاك خودآشنا شوند.
كتاب با پيشگفتارى شروع مىشود و پس از آن مقدمهاى فشرده درباره ارمنستان و پيشينه تاريخى آن و ارتباط ارمنستان با ايران ودودمانهاى پادشاهى آن ديار گنجانده شده كه تا زندگى اجتماعى ارامنه در دوره معاصر را در بر مىگيرد و پس از آن بخشى به معرفىشهدا، مفقودين و جانبازان ارمنى در جنگ هشت ساله عراق عليه ايران اختصاص يافته و سپس نيز درباره كليساهاى ارامنه و رهبراندينى آنان مطالبى در كتاب آمده. آنگاه به ترتيب به معرفى فعالان در حوزهها و رشتههاى زير پرداخته شده است:

آموزش و پرورش، نيكوكاران ارمنى كه در امور خيريه به هم كيشان و همميهنان خود يارىرساندهاند، حقوقدانان، نظاميان، مطبوعات، نويسندگان، شعرا و مترجمان، استادان دانشگاه،مهندسان، معماران، پزشكان، دندانپزشكان و داروسازان، صنعتگران، نقاشان، مجسمهسازان،موسيقىدانان، سازندگان ادوات موسيقى، هنرمندان سينما و تئاتر، عكاسان، باله و بالرينها،طلا و نقرهسازان و ورزشكاران و...
بسيارى از همميهنان شايد برحسب مورد و به دليل علاقمندى به موضوع و يا تحصيل دررشته خاصى برخى از ارامنهاى را كه منشاء خدماتى بودهاند مىشناسند. مثلاً اهل تاريخ هيچگاهنام و دلاورىهاى يپرم خان را فراموش نخواهد كرد و يا علاقمندان به ورزش فوتبال كاروحقورديان و آندرانيك اسكندريان را خوب مىشناسند و اهل نقاشى نيز نقش و اهميت بسزاىماركو گريگوريان، سمبات، شهبازيان، يرواند و كلارا آبكار را در رشد و اعتلاى نقاشى ايرانمىدانند و دستاندركاران ديگر رشتههاى هنرى چكناواريان، اربى آوانسيان، لرتا، ايرن، روبيكمنصورى، واروژان، ماهايا پطروسيان و پيرزاد و... را مىشناسند. اما بايد دانست كه بسيارىديگر از همميهنان ارمنى ما نقش بسزايى در رشد و ترويج آبادانى و عمران و تكامل صنايع وپيشرفت آن داشتهاند كه كمتر كسى نام آنان را مىداند كه با خواندن بيوگرافى آنان در اين كتاب پىبه جايگاه علمى و نقش بسزاى آنان در خدمت به اين آب و خاك خواهند برد.

مثلاً بسيارى از همميهنان نمىدانند كه معماران چيرهدست ارمنى بناهايى از خود به يادگار برجاى گذاشتهاند كه همه روزه هزاران تن از ايرانيان جهت انجام كارهاى خود به داخل آنهامىروند و يا از مقابلشان مىگذارند بدون آنكه بدانند آنها حاصل ذوق و سليقه و نتيجه دانشگرانبهاى معماران ايرانى ارمنى است. به عنوان نمونه در اين دانشنامه مىخوانيم كه بناىپستخانه مركزى و ساختمان شماره يك وزارت امور خارجه كار «ماركار گالستيانس» است. ياكاخ دادگسترى كه توسط «گابريل گوركيان» بنا شده و يا معمار ميدان بسيار زيباى حسن آباد ـ كهمتأسفانه بخش وسيعى از آن از ميان رفته ـ «لئون تادوسيان» است و نيز معمار مهمانخانه رامسر«هوانس غريبيان» بوده. همچنين بناى تالار وحدت (رودكى سابق) حاصل ذوق و دانش «اوژنآفتانديليانس» است و بناى ساختمان شعبه مركزى بانك ملى هم نتيجه پشتكار و سليقه «گوركنپيچيكيان» است. و دهها بناى زيبا و باشكوه ديگر در تهران و ساير نقاط ايران كه در اين دانشنامهبا معماران و مهندسان اين بناها آشنا مىشويم. علاوه بر اين، نام دهها استاد دانشگاه، دكترداروساز، مهندس، نويسنده، مترجم، شاعر، نقاش، عكاس و موسيقىدان و صنعتگر و... در ايندانشنامه آمده كه هر يك به سهم خود در رشته خويش خدمات ارزندهاى انجام دادهاند. افرادىمانند «روبن آبراهاميان» استاد نامى زبانهاى باستانى ايران، «يرواندآبراهاميان» مورخ و محققنامى تاريخ ايران، «مانوئل بربريان» زمينشناس سرشناس و استاد دانشگاه تهران و عضو آكادمىعلوم نيويورك، «هوانس آبكار» كه همان يحيى معروف است و داشتن تارهاى ساخت او آرزوىهر نوازنده تار ايرانى است. «زرونى ماسحيان» (ابراهيم زرگر باشى) كه سازنده كره گوهر نشانىاست كه هم اينك در موزه جواهرات ملى از آن نگهدارى مىشود و پسر او «هوانس خانماسحيان» (مساعدالسلطنه) كه از اولين مترجمان آثار شكسپير است و همچنين سروژ استپانيانمترجم سرشناس و دهها نام ديگر.
همانگونه كه پيشتر گفته شد در نخستين بخشهاى كتاب به معرفى شهدا، مفقود الاثرها وآزادگان ارمنى پرداخته شده است. وجود نام هفتاد و يك شهيد، هشت مفقودالاثر و چهل و پنجآزاده ارمنى در اين دانشنامه، بيانگر اين موضوع است كه به هنگام تجاوز دشمن ددمنش به خاكاين ديار كهن، ارامنه نيز هم پاى ديگر همميهنان خويش و به دور از تعصبات دينى و قومىدوشادوش ديگر فرزندان دلاور اين خاك به دفاع جانانه از مرزهاى خاك خود برخاسته و به پيكاربا دشمن دژخو پرداختند و خونشان با خون ديگر رزمندگان در هم آميخت و خاك آوردگاه راگلگون ساخت. ياد و نامشان جاودان بار كه دستاندركاران تهيه دانشنامه به درستى نام آنان را دركنار نام ديگر مشاهير ارمنى قرار دادهاند، چرا كه آنان نيز با نثار جان خويش برگ زرينى در تاريخاين مرز و بوم به نام خود گشودهاند كه تا ابد بر تارك تاريخ اين آب و خاك دلاورخيز خواهددرخشيد.
علاوه بر فهرست مطالب كتاب، در پايان نمايهاى هم به آن افزوده شده كه راهنماى خوبى دردستيابى به نامهاى مورد نظر است. همچنين وجود تصاوير زيادى ـ هم رنگى و هم سياه وسفيد كه بر روى كاغذ گلاسه چاپ شده ـ از آثار معمارى، مجسمهسازى و نقاشى و... كسانى كهنامشان در كتاب آمده بر غناى آن افزوده است.
چنانچه ناشر كتاب دقت بيشترى بر روى صفحهآرايى كتاب مىنمود و از كاغذ خارجى بهجاى كاغذ ايرانى براى چاپ كتاب استفاده مىكرد، قطعاً حاصل كار بهتر مىشد. دانشنامهايرانيان ارمنى داراى نادرستىهاى چاپى و غير چاپى نيز هست، اما هيچ يك از موارد برشمرده ازارزش كار نمىكاهد. قطعاً نامهايى از قلم افتاده كه دستاندركاران دانشنامه در چاپهاى بعدىنسبت به برطرف نمودن اين كاستىها اقدام خواهند كرد.
در پايان براى خانم لازاريان و ديگر دوستانشان كه در تدوين اين كتاب ايشان را يارى كردهاندآرزوى پيشرفت و بهروزى نموده و موفقيتشان را در ادامه و تكميل كار خواهانيم.
ماهايا پطروسيان هنرمند تئاتر و سينما و تلويزيون كه تاكنون ۳ بار نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر براي هنرنمايي در فيلم هاي ((پرده آخر))،((ديگه چه خبر؟!..)) و ((نابخشوده)) شده است، در ۱۳ دي ماه ۱۳۴۸ خورشيدي در تهران زايش يافت،دوره دبستان را در مدرسه فرانسه زبان ژاندارك به پايان برد و سپس تحصيلاتش را در مدرسه رازي،مريم، و هدف ادامه داد.و پس از گرفتن ديپلم،با به دست آوردن رتبه اول تئاتر در كنكور سراسري در سال ۱۳۷۶ وارد دانشگاه تهران شد و همزمان با تحصيل در دانشگاه فعاليت حرفه اي را در تئاتر و سينما آغاز كرد و با نوشتن رساله شيوه بازي در نمايش ((معركه در معركه)) دانشنامه خود را دريافت كرد.از نمايشات ماهايا پطروسيان به ((خواستگاري)) از آنتوان چخوف تاتر مولوي به كارگرداني كيومرث كمالي نيا ۱۳۶۸،((معركه در معركه)) سناريست داود ميرباقري و كارگردان سياوش تهمورث،سالن چهارسو ۱۳۷۲ ،با اين نمايش جايزه ويژه جشنواره سراسري تئاتر فجر را به دست آورد،((عشق آباد)) نويسنده و كارگردان داود ميرباقري،سالن اصلي تئاتر شهر ۱۳۷۵، دختر گل فروش اثر جورج برنارد شاو كارگردان دكتر پروانه مژده،سالن اصلي تئاتر شهر ۱۳۷۹ اشاره مي شود.او در فيلم هاي ((عشق و مرگ)) محمدرضا اعلامي ((پرده آخر)) ۱۳۶۹،((ديگه چه خبر؟!..)) تهمينه ميلاني ۱۳۷۰،((ناصرالدين شاه اكتور سينما)) محسن مخبلباف،هنرپيشه محسن مخبلباف ۱۳۷۰ راز گل شب بو سعيد خورشيديان ۱۳۷۱،نابخشوده از ايرج قادري ۱۳۷۵،قاصدك قاسم جعفري ۱۳۷۵،كمكم كن رسول ملاقلي پور ۱۳۷۶ ، يا چراغ هاي خاموش شهرام شاه حسيني، فيلم كوتاه ۲۵ دقيقه اي ۱۳۷۸،هفت پرده فرزاد موتمن ۱۳۷۹ و دختري به نام تندر حميدرضا آشتياني پور ۱۳۷۹ نيز به هنرنمايي پرداخته است.
ماهايا پطروسيان كه از هنرپيشگان زن محبوب معاصر است در دو مجموعه تلويزيوني،((شيخ مفيد)) و ((گل من گلي)) نيز شركت كرده است كه هنوز هيچيك از آن ها در تلويزيون به نمايش در نيامده است.


