تبليغاتX
ارامنه ایران

دیوونتم

تقویم

همین امشب

باران

یک راز

بیا بیا

خانه سالمندان

منتظرم

درود بر تو ای صدای...

اشک

نوشته شده توسط واراند در Sun 17 Dec 2006 ساعت 0:21 | لینک ثابت |
سرانجام هم‏ميهنان خون گرم و مهربان ارمنى ما نيز صاحب دانشنامه‏اى شدند كه در برگيرنده نام نزديك به پانصد تن از مشاهير ارمنى‏است كه هم خود آنان و هم ديگر ايرانيان غير هم‏كيش آنان مى‏توانند از نوشته‏هاى سودمند آن بهره گيرند.

اين دانشنامه 574 صفحه‏اى مصور به كوشش سركار خانم ژانت. د. لازاريان فراهم شده و در حوزه‏هاى گوناگون دانش، فرهنگ، هنر،سياست، صنعت، ورزش، فعاليت‏هاى اجتماعى و... به معرفى چهره‏هاى كوشا، مؤثر و خدمتگزار ارامنه پرداخته كه هر يك به سهم‏خويش و در حد توان خود در خدمت به ميهن و فرزندان آن از هيچ كوششى دريغ نورزيده‏اند و به نيكى نسبت به خاك آبا و اجدادى‏خويش اداى دين كرده‏اند. پس بجاست كه نام آنان بر صفحه‏هاى سپيد كاغذ نقش بندد تا آيندگان نيز با خدمتگزاران به آب و خاك خودآشنا شوند.

كتاب با پيشگفتارى شروع مى‏شود و پس از آن مقدمه‏اى فشرده درباره ارمنستان و پيشينه تاريخى آن و ارتباط ارمنستان با ايران ودودمان‏هاى پادشاهى آن ديار گنجانده شده كه تا زندگى اجتماعى ارامنه در دوره معاصر را در بر مى‏گيرد و پس از آن بخشى به معرفى‏شهدا، مفقودين و جانبازان ارمنى در جنگ هشت ساله عراق عليه ايران اختصاص يافته و سپس نيز درباره كليساهاى ارامنه و رهبران‏دينى آنان مطالبى در كتاب آمده. آنگاه به ترتيب به معرفى فعالان در حوزه‏ها و رشته‏هاى زير پرداخته شده است:

 ژانت د. لازاريان‏ (عكس از طوبى ساطعى)

آموزش و پرورش، نيكوكاران ارمنى كه در امور خيريه به هم كيشان و هم‏ميهنان خود يارى‏رسانده‏اند، حقوقدانان، نظاميان، مطبوعات، نويسندگان، شعرا و مترجمان، استادان دانشگاه،مهندسان، معماران، پزشكان، دندانپزشكان و داروسازان، صنعتگران، نقاشان، مجسمه‏سازان،موسيقى‏دانان، سازندگان ادوات موسيقى، هنرمندان سينما و تئاتر، عكاسان، باله و بالرين‏ها،طلا و نقره‏سازان و ورزشكاران و...

بسيارى از هم‏ميهنان شايد برحسب مورد و به دليل علاقمندى به موضوع و يا تحصيل دررشته خاصى برخى از ارامنه‏اى را كه منشاء خدماتى بوده‏اند مى‏شناسند. مثلاً اهل تاريخ هيچگاه‏نام و دلاورى‏هاى يپرم خان را فراموش نخواهد كرد و يا علاقمندان به ورزش فوتبال كاروحق‏ورديان و آندرانيك اسكندريان را خوب مى‏شناسند و اهل نقاشى نيز نقش و اهميت بسزاى‏ماركو گريگوريان، سمبات، شهبازيان، يرواند و كلارا آبكار را در رشد و اعتلاى نقاشى ايران‏مى‏دانند و دست‏اندركاران ديگر رشته‏هاى هنرى چكناواريان، اربى آوانسيان، لرتا، ايرن، روبيك‏منصورى، واروژان، ماهايا پطروسيان و پيرزاد و... را مى‏شناسند. اما بايد دانست كه بسيارى‏ديگر از هم‏ميهنان ارمنى ما نقش بسزايى در رشد و ترويج آبادانى و عمران و تكامل صنايع وپيشرفت آن داشته‏اند كه كمتر كسى نام آنان را مى‏داند كه با خواندن بيوگرافى آنان در اين كتاب پى‏به جايگاه علمى و نقش بسزاى آنان در خدمت به اين آب و خاك خواهند برد.

مثلاً بسيارى از هم‏ميهنان نمى‏دانند كه معماران چيره‏دست ارمنى بناهايى از خود به يادگار برجاى گذاشته‏اند كه همه روزه هزاران تن از ايرانيان جهت انجام كارهاى خود به داخل آن‏هامى‏روند و يا از مقابلشان مى‏گذارند بدون آنكه بدانند آن‏ها حاصل ذوق و سليقه و نتيجه دانش‏گرانبهاى معماران ايرانى ارمنى است. به عنوان نمونه در اين دانشنامه مى‏خوانيم كه بناى‏پستخانه مركزى و ساختمان شماره يك وزارت امور خارجه كار «ماركار گالستيانس» است. ياكاخ دادگسترى كه توسط «گابريل گوركيان» بنا شده و يا معمار ميدان بسيار زيباى حسن آباد ـ كه‏متأسفانه بخش وسيعى از آن از ميان رفته ـ «لئون تادوسيان» است و نيز معمار مهمانخانه رامسر«هوانس غريبيان» بوده. همچنين بناى تالار وحدت (رودكى سابق) حاصل ذوق و دانش «اوژن‏آفتانديليانس» است و بناى ساختمان شعبه مركزى بانك ملى هم نتيجه پشتكار و سليقه «گوركن‏پيچيكيان» است. و ده‏ها بناى زيبا و باشكوه ديگر در تهران و ساير نقاط ايران كه در اين دانشنامه‏با معماران و مهندسان اين بناها آشنا مى‏شويم. علاوه بر اين، نام ده‏ها استاد دانشگاه، دكترداروساز، مهندس، نويسنده، مترجم، شاعر، نقاش، عكاس و موسيقى‏دان و صنعتگر و... در اين‏دانشنامه آمده كه هر يك به سهم خود در رشته خويش خدمات ارزنده‏اى انجام داده‏اند. افرادى‏مانند «روبن آبراهاميان» استاد نامى زبان‏هاى باستانى ايران، «يرواندآبراهاميان» مورخ و محقق‏نامى تاريخ ايران، «مانوئل بربريان» زمين‏شناس سرشناس و استاد دانشگاه تهران و عضو آكادمى‏علوم نيويورك، «هوانس آبكار» كه همان يحيى معروف است و داشتن تارهاى ساخت او آرزوى‏هر نوازنده تار ايرانى است. «زرونى ماسحيان» (ابراهيم زرگر باشى) كه سازنده كره گوهر نشانى‏است كه هم اينك در موزه جواهرات ملى از آن نگهدارى مى‏شود و پسر او «هوانس خان‏ماسحيان» (مساعدالسلطنه) كه از اولين مترجمان آثار شكسپير است و همچنين سروژ استپانيان‏مترجم سرشناس و ده‏ها نام ديگر.

همان‏گونه كه پيش‏تر گفته شد در نخستين بخش‏هاى كتاب به معرفى شهدا، مفقود الاثرها وآزادگان ارمنى پرداخته شده است. وجود نام هفتاد و يك شهيد، هشت مفقودالاثر و چهل و پنج‏آزاده ارمنى در اين دانشنامه، بيانگر اين موضوع است كه به هنگام تجاوز دشمن ددمنش به خاك‏اين ديار كهن، ارامنه نيز هم پاى ديگر هم‏ميهنان خويش و به دور از تعصبات دينى و قومى‏دوشادوش ديگر فرزندان دلاور اين خاك به دفاع جانانه از مرزهاى خاك خود برخاسته و به پيكاربا دشمن دژخو پرداختند و خونشان با خون ديگر رزمندگان در هم آميخت و خاك آوردگاه راگلگون ساخت. ياد و نامشان جاودان بار كه دست‏اندركاران تهيه دانشنامه به درستى نام آنان را دركنار نام ديگر مشاهير ارمنى قرار داده‏اند، چرا كه آنان نيز با نثار جان خويش برگ زرينى در تاريخ‏اين مرز و بوم به نام خود گشوده‏اند كه تا ابد بر تارك تاريخ اين آب و خاك دلاورخيز خواهددرخشيد.

علاوه بر فهرست مطالب كتاب، در پايان نمايه‏اى هم به آن افزوده شده كه راهنماى خوبى دردست‏يابى به نام‏هاى مورد نظر است. همچنين وجود تصاوير زيادى ـ هم رنگى و هم سياه وسفيد كه بر روى كاغذ گلاسه چاپ شده ـ از آثار معمارى، مجسمه‏سازى و نقاشى و... كسانى كه‏نامشان در كتاب آمده بر غناى آن افزوده است.

چنانچه ناشر كتاب دقت بيشترى بر روى صفحه‏آرايى كتاب مى‏نمود و از كاغذ خارجى به‏جاى كاغذ ايرانى براى چاپ كتاب استفاده مى‏كرد، قطعاً حاصل كار بهتر مى‏شد. دانشنامه‏ايرانيان ارمنى داراى نادرستى‏هاى چاپى و غير چاپى نيز هست، اما هيچ يك از موارد برشمرده ازارزش كار نمى‏كاهد. قطعاً نام‏هايى از قلم افتاده كه دست‏اندركاران دانشنامه در چاپ‏هاى بعدى‏نسبت به برطرف نمودن اين كاستى‏ها اقدام خواهند كرد.

در پايان براى خانم لازاريان و ديگر دوستانشان كه در تدوين اين كتاب ايشان را يارى كرده‏اندآرزوى پيشرفت و بهروزى نموده و موفقيتشان را در ادامه و تكميل كار خواهانيم.

لینک اصلی مطلب

نوشته شده توسط واراند در Sat 9 Dec 2006 ساعت 23:16 | لینک ثابت |
ماهايا پطروسيانماهايا پطروسيان هنرمند تئاتر و سينما و تلويزيون كه تاكنون ۳ بار نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر براي هنرنمايي در فيلم هاي ((پرده آخر))،((ديگه چه خبر؟!..)) و ((نابخشوده)) شده است، در ۱۳ دي ماه ۱۳۴۸ خورشيدي در تهران زايش يافت،دوره دبستان را در مدرسه فرانسه زبان ژاندارك به پايان برد و سپس تحصيلاتش را در مدرسه رازي،مريم، و هدف ادامه داد.و پس از گرفتن ديپلم،با به دست آوردن رتبه اول تئاتر در كنكور سراسري در سال ۱۳۷۶ وارد دانشگاه تهران شد و همزمان با تحصيل در دانشگاه فعاليت حرفه اي را در تئاتر و سينما آغاز كرد و با نوشتن رساله شيوه بازي در نمايش ((معركه در معركه)) دانشنامه خود را دريافت كرد.از نمايشات ماهايا پطروسيان به ((خواستگاري)) از آنتوان چخوف تاتر مولوي به كارگرداني كيومرث كمالي نيا ۱۳۶۸،((معركه در معركه)) سناريست داود ميرباقري و كارگردان سياوش تهمورث،سالن چهارسو ۱۳۷۲ ،با اين نمايش جايزه ويژه جشنواره سراسري تئاتر فجر را به دست آورد،((عشق آباد)) نويسنده و كارگردان داود ميرباقري،سالن اصلي تئاتر شهر ۱۳۷۵، دختر گل فروش اثر جورج برنارد شاو كارگردان دكتر پروانه مژده،سالن اصلي تئاتر شهر ۱۳۷۹ اشاره مي شود.او در فيلم هاي ((عشق و مرگ)) محمدرضا اعلامي ((پرده آخر)) ۱۳۶۹،((ديگه چه خبر؟!..)) تهمينه ميلاني ۱۳۷۰،((ناصرالدين شاه اكتور سينما)) محسن مخبلباف،هنرپيشه محسن مخبلباف ۱۳۷۰ راز گل شب بو سعيد خورشيديان ۱۳۷۱،نابخشوده از ايرج قادري ۱۳۷۵،قاصدك قاسم جعفري ۱۳۷۵،كمكم كن رسول ملاقلي پور ۱۳۷۶ ، يا چراغ هاي خاموش شهرام شاه حسيني، فيلم كوتاه ۲۵ دقيقه اي ۱۳۷۸،هفت پرده فرزاد موتمن ۱۳۷۹ و دختري به نام تندر حميدرضا آشتياني پور ۱۳۷۹ نيز به هنرنمايي پرداخته است.

ماهايا پطروسيان كه از هنرپيشگان زن محبوب معاصر است در دو مجموعه تلويزيوني،((شيخ مفيد)) و ((گل من گلي)) نيز شركت كرده است كه هنوز هيچيك از آن ها در تلويزيون به نمايش در نيامده است.

نوشته شده توسط واراند در Wed 6 Dec 2006 ساعت 13:49 | لینک ثابت |
 
domain parking guide