«لوريس چكناواريان» آهنگساز و رهبر اركستر همراه با اركستر مجلسي خود 8 تا 14 آذرماه براي كودكان سرطاني به اجراي برنامه ميپردازد.
«لوريس چكناواريان»در گفتوگو با فارس با اعلام اين خبر گفت: در اين اجراي يك هفتهاي كه به دعوت بيمارستان كودكان محك برگزار ميشود با اركستر مجلسي خودم فستيوالي را به نفع كودكان سرطاني در سالن اين بيمارستان واقع در دارآباد اجرا خواهيم كرد.

همچنين 10 آبان نيز فستيوالي را براي كنگره ارتوپدي در سالن انديشه حوزه هنري با سازهاي زهي اركستر سمفونيك تهران برگزار ميكنيم.
وي ادامه داد: در بخش اول اين اجرا همراه با «شهريار كهنزاد» قطعاتي از نغمههاي صلح را در اين شب اجرا ميكنيم.
«چكناواريان» در پايان خاطر نشان كرد: در ماههاي آينده نيز اجراهايي را نيز به مناسبتهاي مختلف برگزار خواهم كرد.
لینک اصلی خبر:
به گزارش بی.بی.سی، روز ۱۳اکتبر آکادمی علوم سوئد، که برنده جايزه نوبل ادبی را بر می گزيند، اعلام داشت که جايزه نوبل سال جاری را به اورهان پاموک، نويسنده اهل ترکيه، اعطا می کند .
اورهان پاموک از سال 1974 به عنوان يک حرفه به نويسندگی روی آورد و نخستين رمان او به نام "تاريکی و نور" يکی از برندگان جايزه ادبی موسسه انتشاراتی مليت در سال 1979 بود.
وی در خلال سال های بعد جوايز متعدد ادبی را در ترکيه و تعداد ديگری از کشورهای جهان به خود اختصاص داده است.
اورهان پاموک همچنين به خاطر ابراز برخی نظرات جنجال برانگيز سياسی شهرت دارد
از جمله ديدگاه های وی در باره کشتار ارامنه ساکن ترکيه در سال های جنگ اول جهانی و همچنين کشتار وسيع کردهای ترکيه باعث اعلام جرم گروه هايی از مليگرايان تندرو ترکيه در سال 2005 شد.
پيگرد اين نويسنده ترک انتقاد و اعتراض هايی را به خصوص در خارج از ترکيه در پی داشت که اين اقدام را منافی اصل آزادی بيان توصيف کردند.
سرانجام در ماه ژانويه سال 2006، دادگاه اين پرونده را غيرقابل پيگيری اعلام داشت و پيگرد قانونی آقای پاموک را متوقف کرد.
اخيرا اورهان پاموک در مصاحبه ای با يک روزنامه اسپانيايی اظهار نظر خود را در راستای دفاع از آزادی بيان در ترکيه موجه توصيف کرده است.
از جمله آثارههای وی که به زبان های دیگر ترجمه و مورد استقبال منتقدان قرار گرفت است می توان به "قلعه سفيد"، "کتاب سياه"، "زندگی جديد"، "نام من سرخ است" و "برف" اشاره کرد.
به نقل از http://www.peyamner.com
اعتراض ترک ها نسبت به برنده نوبل امسال:
اتحاديه نويسندگان تركيه با صدور بيانيهاي، اعتراض خود را نسبت اهداي جايزه نوبل به «اورهان پاموك» ابراز كردند.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روزنامه «صباح» چاپ تركيه، اين بيانيه توسط 80 نويسنده، بازيگر، موسقيدان و انديشمند تركيهاي امضاء شده است.
اتحاديه نويسندگان تركيه در اين بيانيه آورده است: نوبل اهدا شده صراحتا يك جايزه براي ادبيات تركيه محسوب نميشود، بلكه دستمزدي است براي پاموك.
در ادامه اين بيانيه آمده است: جايزه نوبل دير زماني است كه يك جايزه ارزشمند نيست، بلكه تنها ابرازي است در دست ملل امپرياليست تا از آن به عنوان سلاحي در جهت منافع خود بهرهمند شوند.
«اورهان پاموك»، نويسنده مشهور و جنجالبرانگيز تركيه 12 اكتبر برنده جايزه نوبل ادبيات شد.
لینک اصلی خبر:
http://www.baztab.com/news/51157.php
برای ارسال نظرات خود به قسمت نظرات مطلب قبلی مراجعه فرمایید.

اما آبراهامیان فارغ التحصیل رشته نقاشی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود و تحصیلات عالی خویش را در مدرسه هنرهای زیبای پاریس ECOLE NATIONALE SUPERIEUR DES BEAUX ARTS گذراند.عمده فعالیت وی در زمینه مجسمه سازی است و از آثار شاخص وی می توان به مجسمه هوانس خان ماسحیان واقع در کلیسای مریم مقدس اشاره نمود. وی همچنین سال ها در رشته ی مجسمه سازی و تاریخ هنر دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به امر تدریس اشتغال داشت.
زاون آیوازیان:

زاون آیوازیان در سال ۱۳۱۸ شمسی (۱۹۳۹ میلادی) در چهارمحال و بختیاری در روستای گردآباد به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات ابتدائی به نقاشی و مجسمه سازی روی آورد و برای تکمیل تحصیلات وارد آکادمی هنرهای زیبای رم ACADEMIA BELL ART شد که از سال ۱۳۵۴ شمسی (۱۹۷۵ میلادی) به تدریس در همان محل پرداخت. به نظر می رسد که زاویان آیوازیان در تهران تعدادی مجسمه ساخته است که از آن جمله می توان به مجسمه هوانس طوماسیان که هم اکنون در دبیرستان هوانس طوماسیان قرار دارد اشاره کرد. وی قبل از رفتن به ایتالیا سه مجسمه ساخت که از شاهکارهای وی محسوب می شود:مجسمه مسروب ماشتوتس MESROP MASHTOZ کاشف الفبای ارمنی،خاچاطور گساراتسی KHACHATOUR GESARATSI موسس اولین چاپخانه در ایران و خاورمیانه و همچنین مجسمه بارویر سواک BAROUYR SEVAK شاعر پر آوازه ارمنی. آیوازیان هم اکنون در ایتالیا اقامت دارد و مدرس آکادمی هنرهای زیبا رم می باشد.
نشان تانیک:

هنرمند مجسمه ساز نشان تانیک در سال ۱۳۲۸ شمسی (۱۹۴۹ میلادی) در ارومیه به دنیا آمد. وی از کودکی علاقه فراوانی به هنر مجسمه سازی نشان می داد و به همین سبب نیز مدتی نزد استاد ارژنگ به فراگیری این هنر پرداخت. از سال ۱۳۴۵ شمسی (۱۹۶۶ میلادی) عمده فعالیت وی محدود به فعالیت در موزه مردم شناسی گشت. از کارهای مهم او می توان به پیکره های موجود در موزه های مردم شناسی در سعد آباد تهران،اردبیل،رشت،زنجان و شاهرود اشاره نمود. وی همچنین سال ها مسئولیت کارگاه پیکر سازی موزه مردم شناسی را بر عهده داشت. از دیگر فعالیت های تانیک می توان به تهیه لوازم صحنه و دکور برای چند فیلم و مجموعه تاریخی اشاره کرد. مجسمه استاد شهریار و نیم تنه مرد نمکی از کارهای اخیر وی می باشند. نشان تانیک به پاس خدماتش در طی سالیان متمادی به هنر ایران،در سال ۱۳۷۸ شمسی )۱۹۹۹ میلادی) مفتخر به دریافت مدرک دکتری هنر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گردید و تاکنون چندین بار طی مراسم مختلف از مقام وی تجلیل به عمل آمده است.
لیلیت تریان:

لیلیت تریان در سال ۱۳۰۹ شمسی (۱۹۳۰ میلادی) در تهران به دنیا آمد. پس از اتمام نحصیلات متوسطه به مدت یکسال در رشته نقاشی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و سپس جهت تکمیل تحصیلات عالی راهی فرانسه گردیده و مدرسه عالی هنرهای زیبای پاریس بوزآر ECOLE NATIONALE SUPERIEUR DES BEAUX ARTS این شهر را به اتمام رساند.پس از بازگشت به تهران از سال ۱۳۵۹ـ۱۳۳۹ شمسی (۱۹۸۰ـ۱۹۶۰) در دانشکده هنرهای تزئینی به تدریس مشغول شد و سپس در طی سال های ۱۳۷۸-۱۳۷۱ شمسی (۱۹۹۹ ـ۱۹۹۲ میلادی) در رشته طراحی و مجسمه سازی دانشگاه آزاد اسلامی تدریس نموده است.وی در سال ۱۳۶۸ شمسی (۱۹۸۹ میلادی) در نمایشگاه متعددی مشارکت داشته که از آن جمله می توان به نمایشگاه اساتید دانشگاه آزاد اسلامی در سال ۱۳۷۳ شمسی (۱۹۹۴ میلادی) اشاره نمود. مجسمه نیم تنه یپرم خان که هم اینک در محوطه کلیسای ((مریم مقدس)) واقع در خیابان میرزا کوچک خان قرار دارد از آثار خانم تریان است.
هرمان واهرامیان:

هرمان واهرامیان در سال ۱۳۱۹ شمسی (۱۹۴۰ میلادی) در تهران متولد شد. پس از پایان تحصیلات متوسطه در ایران راهی ایتالیا گردید و تحصیلات عالی را در رشته معماری به پایان رساند. واهرامیان هنرمندی پیشرو به شمار می رود و شهرت وی بیشتر در عرصه نقاشی و مجسمه سازی است. در کنار فعالیت های دیگر وی همچنین پایه گذار تعدادی موسسات فرهنگی و هنری می باشد که از آن جمله می توان ICOM RESERACH INSTITUTE CULTURENON _DOMINANTOF MUSICIAN INSTITUE OAMM اشاره نمود. وی هم اینک در شهر میلان ایتالیا اقامت دارد و به فعالیت هنری خویش مشغول است. مجسمه ها و نقاشی های وی به طور کامل پیرو هنر (آبستره ـ فیگوراتیو)می باشد.
پطروس ملیک آندریاسیان معروف به پطروس خان از یاران شجاع یپرم خان ارمنی و از چهره های شاخص جنبش مشروطیت محسوب می شد و از رشت تا تهران در نبردهای بسیاری شرکت جسته است. پطروس خان از اوایل جنبش مشروطیت با جمع آوری گروهی از جوانان میهن دوست ارمنی به نیروهای یپرم خان پیوست و پس از فتح تهران هنگامی که یپرم خان سمت ریاست نظمیه را بر عهده داشت. به پطروس خان ماموریت داد تا اموال و جواهرات سلطنتی را از غارت و چپاول حفظ نماید. پطروس خان ماموریت محوله را به نحو احسن به انجام رساند و امروز موزه جواهرات ایران وجود بخش عمده ای از اشیا موجود خود را مرهون کوشش و تلاش پطروس خان می داند. مبارزه پطروس خان با مخالفان مشروطه و طرفداران استبداد تا سال ۱۲۸۹ شمسی(۱۹۱۰ میلادی) به طول انجامید. در همین سال پس از استقرار آرامش نسبی در کشور پطروس خان به تبریز بازگشت. وی سپس به ریاست اداره رسومات (مالیات غیر مستقیم آذربایجان) منصوب شد.پس از اینکه در سال ۱۲۹۰ شمسی (۱۹۱۱ میلادی) دولت تزاری روسیه قوای خود را به تبریز اعزام داشت نیروهای استبداد نیز بار دیگر به پا خاسته و در صدد نابودی سران مشروطیت بر آمدند. علیرغم هشدارهای قبلی به پطروس خان جهت ترک تبریز و حفظ جان خویش وی با شجاعت کامل به مساعدت در امر خروج دیگر مجاهدان مشروطیت به خصوص مراد السلطنه رئیس نظمیه تبریز از این شهر پرداخت و لیکن خود حاضر به ترک شهر نگردید و خود با پای خویش به قتلگاه رفت و دستگیر گردید.
به زودی تلاش گسترده ای جهت آزادی پطروس خان آغاز شد و پیام های تلگراف متعددی به دولت مرکزی ایران ُ تزار روسیه ُ حاکم قفقاز و حتی جاثلیق اعظم ارامنه جهان ارسال گردید. گرچه بنابر روایتی قبل از ماجرای مراسم اعدام پطروس خان سر کنسول روسیه در تبریز پیام تلگرافی در خصوص جلوگیری از اعدام وی دریافت داشت اما به جهت خصومت شدید روس ها و مخالفان مشروطیت با پطروس خان دریافت تلگراف پنهان نگه داشته و پس از انجام مراسم اعدام فاش شد. مراسم اعدام پطروس خان در ۱۶ دی ماه ۱۲۹۱ شمسی (۶ ژانویه ۱۹۱۲ میلادی) در ارگ تبریز انجام گرفت.
پطروس خان با شهامت طناب دار را به گردن انداخت و پس از اینکه خود چهارپایه را از زیر پای خود رهانید طناب دار پاره شد و مراسم اعدام موقتا متوقف گردید. گرچه بر پایه سنتی دیرین هنگامیکه طناب دار محکوم به مرگ پاره گردد وی ازمجازات مرگ رهایی می یابد و لیکن سربازان روس برخلاف این سنت بار دیگر طناب را به گردن وی آویختند و این راد مرد را به شهادت رساندند. مراسم تدفین پطروس خان با مارش و رژه ی خاص نظامی و با حضور جمع کثیری از مردم تبریز انجام گرفت.
ابراهام خان بختیاری (هواکیمیان):
در سال ۱۲۵۶ شمسی (۱۸۷۷ .م) در روستای لواسکان از توابع چهارمحال و بختیاری به دنیا آمد. وی از جمله نوجوانانی بود که بر ظلم و جور خان ها گردن نمی نهاد و ولایت را ترک و به اصفهان و سپس تهران عزیمت نمود و در مدرسه سن لوئی به ادامه تحصیل پرداخت. به دنبال آغاز جنبش های انقلابی در قفقاز و ترکیه آبراهام خان نیز از جوانان ارمنی گروهی تشکیل داد و از راه تبریز به مبارزان پیوست. چند سال بعد به ایران بازگشت و در زمان جنگ های مشروطیت در صف رزمندگان یپرم خان به مبارزات آزادیخواهانه پرداخت. در این ایام چند بار به شدت مجروح شد و از مرگ حتمی نجات یافت. در سال ۱۲۹۹ شمسی (۱۹۲۰ میلادی) هنگامی که هوسپ آرغوتیان به عنوان سفیر ارمنستان مستقل وارد ایران شد آبراهام خان بختیاری سمت محافظ وی را بر عهده داشت.پس از انقراض جمهوری مستقل ارمنستان در سال ۱۳۰۰ شمسی (۱۹۲۱ میلادی) آبراهام خان وارد ارتش ایران شد و تا زمان بازنشستگی به خدمت ادامه داد و به اخذ چندین مدال رشادن نائل گردید وی پس از بازنشستگی دوران کهولت خود را در شیراز گذراند و در سال ۱۳۴۲ شمسی (۱۹۶۳ میلادی) در سن ۸۶ سالگی در تهران بدرود حیات گفت.
گریش خان دانیلیان:
گریش خان دانیلیان در سال ۱۲۵۶ شمسی (۱۸۸۶ میلادی) در شهر گنجه به دنیا آمد. پس از پایان تحصیلات عالی در دانشگاه نظامی ورشو (لهستان) به سال ۱۲۸۸ شمسی (۱۹۰۹ میلادی) جذب گروه انقلابی یپرم خان شد و جهت کمک به جنبش مشروطیت عازم ایران شد. پس از فتح تهران هنگامیکه یپرم خان سمت ریاست نظمیه (شهربانی) تهران را بر عهده گرفت سمت معاونت خویش را به گریش خان دانیلیان واگذار نمود. در فاصله سال های ۱۲۹۳ـ۱۲۹۰ (۱۹۱۴ ـ۱۹۱۱ ) وی با درجه سرهنگی سمت معاونت کل شهربانی ایران را بر عهده داشت. پس از ۴ سال ترک مشاغل نظامی مجددا به مشاغل قبلی برگشت و ابتدا به عنوان دادستان نظامی شهر مشهد و سپس فرماندهی ژاندارمری خوزستان مشغول خدمت گردید. گریش خان دانیلیان در سال ۱۳۱۲ شمسی (۱۹۳۳ میلادی) در شهر اهواز بدرود حیات گفت و با مراسم خاص نظامی در تهران به خاک سپرده شد.
یپرم خان داوتیان:

یپرم داوتیان (گانتساکتسی) معروف به یپرم خان ارمنی در سال ۱۲۴۷ شمسی (۱۸۶۸ میلادی) در یکی از توابع گانتساک (گنجه) به نام ((بورسوم)) از مادر زاده شد. یپرم از همان آغاز زندگی در سنین نوجوانی گام در راه مبارزه نهاد. او در سال های تحصیل در دبستان با مبارزه علیه شاگردان زورگو زمینه های انقلابی گری خود را بروز داد. یپرم با حزب داشناکسوتیون در سال های ۱۲۸۶ـ۱۲۶۶ شمسی (۱۸۸۹ـ۱۸۸۷ میلادی) عضو گروه فدائیان ((ارمنستان جوان)) بودند ارتباط داشت. او به همراه گروهی از ارامنه می خواستند به خاک عثمانی بروند که به دست مرزداران روسی گرفتار شدند و پس از دو سال بلاتکلیفی در زندان تفلیس دادگاه روسیه تزاری یپرم و دوستانش را به ۲۴ سال زندان با اعمال شاقه محکوم کرد و سپس آنها را راهی ساخالین در سیبری کرد.
آنها چند سالی را به سختی در آنجا سپری می کنند تا اینکه در فرصتی به همراه تنی چند از سیبری گریخته و یپرم به ژاپن می رود و در سال ۱۲۷۷ شمسی (۱۸۹۸ میلادی) از آنجا به ایران می آید. یپرم خان در ایران زندگی پر فراز و نشیبی داشته است و در شهرهایی همچون سلماس تبریز قزوین و رشت به کارهای گوناگونی چون معلمی و کوره پزی اشتغال داشته است. او در زمان کار در انزلی و رشت توانست با کارگران مهاجر ارمنی و گرجی تماس بگیرد و به تدریج تشکیلات حزب داشناکسوتیون شعبه گیلان را دایر نمود. در زمان استبداد صغیر رشت به هواخاهی تبریز و یپرم نیز به پشتیبانی از ستارخان برخاستند و بسیار سریع یپرم و دوستانش به صفوف مجاهدان پیوستند. در این میان هر کجا که وجود یپرم نیاز بود او و مجاهدان زیر فرمانش در صف مقدم قرار گرفته و برای سرکوبی نیروهای مستبد آماده رشادت و از جان گذشتگی بودند. یپرم که از تجارب بسیاری در انقلابی گری و کارهای زیر زمینی و مخفی داشت از این پس چون سرداری پیشاهنگ از رویارویی با دشمنان و خطرات استقبال می کرد. پس از به توپ بستن مجلس در سال ۱۲۸۷ شمسی (۱۹۰۸ میلادی) یپرم با انتشار اعلامیه هایی در رشت آزادیخواهان را فراخوانده و آنان را به مبارزه جدی تشویق می نماید. او با یاری هفت نفر از دوستانش که سه نفر از آنها ارمنی و چهار نفر دیگر مسلمان بودند کمیته ای به نام کمیته (( ستار )) تشکیل می دهد. بعدها به دلیل عدم کارایی این کمیته یپرم به انزلی می رود و کمیته جدیدی به نام (( برق )) تشکیل می دهد. یپرم لحظه ای از کوشش برای رهایی مردم از یوغ استبداد محمد علی شاه دست نکشید و در تلاش دایمی برای پیروزی مشروطه خواهان بود.
در همین اوقات شهر رشت با عملیاتی از سوی کمیته ((ستار )) به تصرف مجاهدین درآمد و یپرم با اقتدار این عملیات را رهبری کرد. روز بعد از این پیروزی سپهدار تنکابنی با سپاهیان خود از تنکابن به رشت رسید و مجاهدین طبق قراری که قبلا گذاشته بودند رشته حکمرانی را به او سپردند. از این به بعد یپرم در هر گوشه ای از ایران که نیاز به او و یارانش بود حاضر می شد و رویارویی مستبدان و طرفداران آنها می ایستاد و با آنان می جنگید. روزی در رشت روزی دیگر در قزوین سپس در منجیل تهران و ... یپرم بارها به تعداد اندک از یارانش به جنگ با نفراتی چندین برابر خود رفته بود و چون دلی مانند شیر داشت از میدان پیروزمندانه باز می گشت.
پس از فتح تهران و خلع محمد علیشاه که یپرم خان نقش اساسی در این پیروزی داشت روزنامه ها اخبار فتح و رشادت یپرم را منعکس کردند. روز جمعه ۲۵ تیر ۱۲۸۸ شمسی (۱۹۰۹ میلادی) تهران که آزاد شده بود غرق در جشن و سرور و شادمانی بود. در تاریخ ۲۶ تیر سال ۱۲۸۸ شمسی (۱۹۰۹ میلادی) یپرم به سمت ریاست شهربانی منصوب شد او گام های موثری در ایجاد تشکیلات نوین پلیس برداشت.در این سال یپرم که سرکردگی ۵۰ نفر از مجاهدان را بر عهده داشت برای دفع شرارت های رحیم خان چلبیانلو (سردار نصرت) که از دشمنان قسم خورده مشروطه خواهان بود راهی آذربایجان شد و رشادت های بسیاری از خود نشان داد. مخبرالسلطنه هدایت که این هنگام والی آذربایجان بود در کتاب خاطران و خطرات خود می نویسد:
((یفرم بیش از اندازه به خود می نازد و الحق رشید هم هست با هفت تیر وارد سنگر شخص رحیم خان شده است و رحیم خان از ترس مسلسل فرار کرده است)).
پس از فرار محمد علی شاه از ایران تحریکات او ادامه داشت و عواملش دست اندکار بودند تا شاید تاج و تخت از دست رفته را بازپس گیرند. از آن جمله ارشد الدوله بود که با سپاهی از ترکمن ها عزم حمله به پایتخت را کرده بود. یپرم با نیروهای تحت امر خود به استقبال آنان شتافت و در نزدیکی ورامین ارشدالدوله را شکست سختی داد و خود او را هم دستگیر نمود. بلافاصله ارشدالدوله را در دادگاهی صحرایی به مرگ محکوم می کنند و بی درنگ حکم را در مورد او به اجرا می گذرانند. یپرم خان در بیش از ۶۰ نبرد کوچک و بزرگ شرکت داشت. سرانجام این مرد دلاور و یار و یاور انقلابیون در نبرد با نیروهای سالارالدوله برادر محمد علیشاه در سال ۱۲۹۱ شمسی (۱۹۱۲ میلادی) به شهادت رسید. پیکر او را به تهران آوردند و طی مراسم باشکوهی در صحن کلیسای مریم مقدس تهران به خاک سپردند. نیم تنه وی کار لیلیت تریان در صحن کلیسای مزبور قرار دارد و وسایل شخصی و لباس های او هم اکنون در موزه جلفاس اصفهان نگهداری می شود. بدون شک نام یپرم در کنار نام ستارخان و باقرخان تا ابد بر تارک تاریخ مبارزان مردم ایران علیه استبداد خواهد درخشید.
ستوان دوم مگردیچ خان داویدیان:

ستوان دوم مگردیچ خان داویدیان فرزند سرتیپ سرگیس خان در سال ۱۲۸۱ شمسی (۱۹۰۲ میلادی) در جلفای اصفهان متولد و در سن ۱۰ سالگی جهت تحصیل به ارمنستان اعزام شد و در سن ۱۳ سالگی داوطلبانه در جنگ های ارامنه با عثمانی شرکت نمود. او را کوچکترین جنگجو نیز می نامیدند. بعد از خاتمه جنگ به اصفهان بازگشته وارد ارتش ایران شد و در جنگ های بسیاری با عشایر و شورشیان شرکت داشت. وی در مدت خدمت در ساخلوی (پادگان) جنوب به مقام فرماندار حکومت نظامی دزفول منصوب شد و در برچیدن حکومت خودمختار شیخ خزعل و دستگیری وی نقش چشمگیری داشت. وی به دریافت نشان درجه ۲ سپه نائل شد و از طرف سرلشکر زاهدی به سمت ریاست اسکورت مخصوص سردار سپه در جنوب منصوب شد. مگردیچ خان داویدیان پس از استعفا از ارتش در سال ۱۳۲۹ شمسی (۱۹۵۰ میلادی) شرکت کارخانه داگا (تولید کننده گازهای صنعتی و یخ خشک) را تاسیس نمود. مگردیچ خان در سال ۱۳۶۲ شمسی (۱۹۸۳ میلادی) دار فانی را بدرود گفت.
زوریک سولخانیان:
زوریک سولخانیان در سال ۱۳۰۴ شمسی (۱۹۲۵ میلادی) در مشهد به دنیا آمد. تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در زادگاهش گذراند و سپس وارد دانشکده علوم دانشگاه تهران گردید. وی در سال ۱۳۳۰ شمسی (۱۹۵۱ میلادی) داشکده علوم را رها کرد و وارد دانشکده ی صنعتی نیروی هوائی گردید و این دانشکده با درجه کاپیتانی (سرگردی) فارغ التحصیل شد. در سال ۱۳۳۳ شمسی (۱۹۵۴ میلادی) در پایگاه نیروی هوائی مهرآباد به فعالیت پرداخت و سپس مربی آموزشی نیروی هوائی دوشان تپه گشت. در سال ۱۳۵۰ شمسی (۱۹۷۱ میلادی) به عنوان نماینده هیئت نیروی هوائی ایران به آمریکا رفت و در آنجا به فعالیت آموزشی پرداخت.به پاس خدمات ارزنده اش وی سمت مربی کل مرکز آموزشی مهرآباد جنوبی منصوب گشت و سپس به دریافت درجه سرهنگی نائل شد. زوریک سولخانیان در سال ۱۳۷۰ شمسی (۱۹۹۱ میلادی) در آمریکا درگذشت.
سوقومون سیمونیان (سلیمان خان):
سرتیپ سوقومون سیمونیان ملقب به سلیمان خان در سال ۱۲۳۷ شمسی (۱۸۵۸ میلادی) به دنیا آمد. وی در دوره قاجار با درجه سرتیپی رهبر ارکستر نظامی بود و تحصیلات موسیقی خود را در پاریس گذراند. سلیمان در سال ۱۳۱۲ شمسی (۱۹۳۳ میلادی) درگذشت.
هاروطون طهمازیان:
هاروطون طهمازیان در سال ۱۳۱۸ شمسی (۱۹۳۹ میلادی) در جلفای اصفهان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش گذراند و در سال ۱۳۳۹ شمسی (۱۹۶۰ میلادی) وارد دانشگاه دامپزشکی تهران گردید و سپس وارد خدمت ارتش ایران در آمد. در سال ۱۳۴۴ شمسی (۱۹۶۵ میلادی) با درجه افسری به خرم آباد رفت و پس از ۲ سال وارد دانشکده پزشکی دانشگاه تهران گردید و در رشته علوم آزمایشگاهی فارغ التحصیل گردید و سپس به عنوان رییس بخش علوم آزمایشگاهی بیمارستان نظامی شیراز به فعالیت پرداخت و در سال ۱۳۶۰ شمسی (۱۹۸۱ میلادی) موفق به اخذ درجه سرهنگی گردید. وی همچنین عضو انجمن پزشکان ارمنی می باشد.
آرتیم ملیکیان:
آرتیم ملکیان (سرهنگ خان) در سال ۱۳۲۶ شمسی (۱۹۴۷ میلادی) در اصفهان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در دبستان و دبیرستان شاه عباس به پایان برد و پس از یکسال تحصیل در رشته زبان و ادبیات ارمنی در دانشگاه اصفهان در سال ۱۳۴۹ شمسی (۱۹۷۰ میلادی) وارد دانشگاه افسری تهران گردید. وی دارای ۵۰ ساعت آموزش پرواز با هواپیمای بال ثابت sesna ۴۰ ساعت پرواز با هواپیما بال گردان 47 bel می باشد و به مدت ۶ ماه در کشور ایتالیا دوره آموزشی sip standardisation instructor pilot را طی نمود و به درجه استادی خلبان نایل گردید. وی در سال ۱۳۵۵ شمسی (۱۹۷۶ میلادی) اولین استاد خلبان محسوب می شد. وی همچنین حضور فعالی در جبهه های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران داشت و برای شرکت در عملیات خیبر تشویق نامه دریافت کرده است.
سرتیپ لئون وارطانی:
سرتیپ لئون وارطانی در سال ۱۲۸۵ شمسی (۱۹۰۶ میلادی) در تهران به دنیا آمد. تحصیلات خویش را در شهر ژنو سوئیس دنبال نمود و طی سال های ۱۳۰۹ـ۱۳۰۶ شمسی (۳۰ـ۱۹۲۷ میلادی) به عنوان مدرس زبان فرانسه در دانشکده افسری ایران خدمت نمود. وی در تاریخ ۱۳۳۴ شمسی (۱۹۵۵ میلادی) درجه همردیف سرتیپی را کسب نمود و در سال ۱۳۴۲ شمسی (۱۹۶۳ میلادی) در تهران چشم از جهان فروبست.
سرهنگ امیل هاکوپیان:

امیل هاکوپیان در سال ۱۳۰۷ شمسی (۱۹۲۸ میلادی) در شهر تبریز متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش به اتمام رسانید و دوره متوسطه را در مدارس مموریال و فردوسی گذراند. وی تحصیلات عالی خود را در سال ۱۳۲۵ شمسی (۱۹۴۶ میلادی) در دانشکده فنی دانشگاه تهران به پایان رسانید و همزمان با آن نیز از دانشکده افسری فارغ التحصیل گشت. امیل هاکوپیان پس از اتمام تحصیلات عالی وارد ارتش شد و ۳۱ سال بدون وقفه در ارتش ایران خدمت کرد و مدارج نظامی را گذراند و به درجه سرهنگی نائل گردید. وی در شهرهای تهران سنندج مریوان تبریز مراغه و کرمانشاه خدمت کرد و در تمام مقاطع مسئولیت امور عمرانی ــ نظامی ارتش را بر عهده داشت و آخرین سمت وی مدیریت نوسازی بناها و ساختمان های نظامی نیروی زمینی بوده است. وی در سال ۱۳۵۶ شمسی (۱۹۷۷ میلادی) با درجه سرهنگی بازنشته شد. امیل هاکوپیان توجه خاصی به حفظ و نگهداری مستندات و مدارک فرهنگی ــ تاریخی ارامنه ایران داشته است. طی سال های ۱۳۵۲ـ۱۳۵۰ شمسی (۱۹۷۳ـ۱۹۷۱ میلادی) با همکاری دکتر گالیک هواکیمیان ماهنامه ((هور)) را به زبان فارسی و ارمنی به چاپ رسید. وی مطالعاتی راجع به کلیساهای آذربایجان داشته و مولف چند کتاب در ارتباط با کلیسای تادئوس مقدس می باشد و تحقیقات علمی دکتر هواکیم ملکیان را در مورد دریاچه ارومیه به فارسی ترجمه کرده و به چاپ رسانیده است. وی همچنین به مدت ۵۰ سال رئیس شورای خلیفه گری ارامنه آذربایجان بوده است. امیل هاکوپیان همچنین کتاب ((ارامنه ایران)) به قلم نازار گورویانس و چند تحقیق با ارزش دیگر راجع به ارامنه ایران را ترجمه کرده است. سرهنگ امیل هاکوپیان در سال ۱۳۸۰ شمسی (۲۰۰۱ میلادی) دار فانی را وداع گفت.
سمبات یقیازاریان:
سمبات یقیازاریان در سال ۱۲۷۶ شمسی (۱۸۸۸ میلادی) در ارمنستان به دنیا آمد. در سال ۱۳۰۰ شمسی (۱۹۲۱ میلادی) به ایران مهاجرت کرد و در تبریز سکونت گزید و بلافاصله با درجه سرگردی (کاپیتانی) در بیمارستان نظامی مشغول به کار شد. در سال ۱۳۱۹ شمسی (۱۹۴۰ میلادی) با درجه سرهنگی به تهران منتقل شد و در این شهر به طبابت پرداخت. سمبات یقیازاریان در سال ۱۳۴۱ شمسی (۱۹۶۲ میلادی) در تهران درگذشت.
دریاسالار سیروس یقیازاریان:
دریاسالار سیروس یقیازاریان در سال ۱۳۱۰ شمسی در تبریز به دنیا آمد. وی تحصیلات آکادمی خویش را در مدرسه عالی نظامی ایران آکادمی نیروی دریایی ایتالیا و آکادمی نیروی دریایی آمریکا به اتمام رسانده است. در کنار تحصیلات عالی خویش در طی سال ۱۳۵۶ شمسی (۱۹۷۷ میلادی) دوره عالی مدیریت دفاع را طی نمود و پس از بازگشت به ایران فرماندهی دریایی مین روب ایران و فرماندهی ناوشکن آرتیمیس در جریان بازپسگیری جزایر تنب و ابوموسی اشاره کرد. وی همچنین مقام فرماندهی مرکز آموزشی ناوگان بندرعباس را بر عهده داشته است. آخرین سمت وی در نیروی دریایی ایران قبل از بازنشستگی مدیریت عملیات در ستاد نیروی دریایی ایران می باشد.
در شرایطی که خودروی نفربر نظامی یا ماشین آلات راه سازی سنگین و سردخانه های مجهز نیروگاه های موقت تولید برق و حتی ماشین آلات نظامی و جنگی نیاز حیاتی برای رزمندگان و پیشبرد اهداف نظامی به شمار می رفتند این صنعتگران توانستند در کمترین زمان ممکن و به مطلوب ترین شکل نیاز آنان را بر آورده سازند. علاوه بر صنعتگرانی که در پشت جبهه در خدمت رزمندگان بودند می توان به صاحبان ارمنی صنایع اشاره کرد که در طول جنگ با تغییر خط تولید خود نیازهای تدارکاتی و نظامی رزمندگان در شهرها را بر آورده می ساختند. گروه دیگری از صنعتگران نیز در کارگاه های خود و یا در محیط و فضای باز انجمن های ورزشی ارامنه کشور به ویژه تهران و اراک اقدام به تاسیس بیمارستان های سیار حمام های سیار و سرویس های بهداشتی سیار و سایر تجهیزات مورد نیاز نموده و به جبهه ها اهدا کردند.

یکی دیگر از فعالیت های ستاد پشتیبانی جبهه های شورای خلیفه گری ارامنه تهران بسیج عمومی جهت جمع آوری وجوه نقدی بود. با حمایت شورای مذکور ده ها دستگاه آمبولانس مجهز موتور سیکلت و اقلام دیگر خریداری و به رزمندگان اهدا گردید. در امر جمع آوری کمک های مردمی می توان به کمک های مالی انجمن های ورزشی و فرهنگی ارامنه تهران انجمن خیریه بانوان صنعتگران و بانوان و کارگران و پزشکان و به ویژه دانش آموزان ارمنی مدارس ارامنه کشور اشاره نمود. از فعالیت های مهم این ستاد سازماندهی و اعزام پزشکان و پرستاران ارمنی به جبهه های نبرد بود که با همکاری و هماهنگی درمانگاه خیریه آودیسیان وابسته به شورای خلیفه گری ارامنه تهران و نیز جامعه پزشکان ارمنی ایران صورت پذیرفت. در این راستا نمی توان نقش ارزنده ای را که پزشکان و پرستاران ارمنی در جبهه ها برای مداوای مجروحین ایفا نمودند از یاد برد.
تصاویر زیر متعلق به شهیدان ارمنی می باشد:














آئین غباررویی مزار شهیدان ارمنی:



اسامی این شهیدان و جانبازان و آزادگان ارمنی به مرور زمان در وبلاگ قرار می گیرد.
بانو یلنا آودیسیان:

یلنا آویسیان در سال ۱۲۸۸ شمسی مصداف با ۱۹۱۰ میلادی در استانبول متولد شد. در سال ۱۲۸۴ شمسی (۱۹۱۵ میلادی) در پی قتل عام ارامنه توسط دولت ترکیه عثمانی با خانواده خویش به بلغارستان مهاجرت کرد و در هنرستان باله اودسا odesa به تحصیل پرداخته و سپس روانه ارمنستان گردید. بعد از ازدواج در ارمنستان به تبریز آمد و در گروه های تئاتری فعالیت نمود. یلنا آودیسیان در سال ۱۳۴۱ شمسی (۱۹۶۲ میلادی) در تهران اقامت گزید و گروه هنری خویش را تشکیل داد و منشا خدمات ارزنده ای در عرصه هنری گشت. وی در سال ۱۳۷۹ شمسی (۲۰۰۰ میلادی) در لوس آنجلس بدرود حیات گفت.
سرگیس جانبازیان:

سرکیس جانبازیان در سال ۱۲۹۲ شمسی (۱۹۱۳ میلادی) در شهر آرماویر armavir ارمنستان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند و سپس عازم سن پترزبورگ گشت و از هنرستان باله ((واگانو)) vaganova به عنوان سولیست کارگردان و مربی رقص فارغ التحصیل شد و سپس وارد دانشگاه ورزش لسزاف لنینگراد st.petersbourg leningrad leszaf گردید. جانبازیان در این دانشگاه به رشته ژیمناستیک روی آورد و پس از اتمام تحصیلاتش به استخدام تئاتر دولتی این شهر در آمد و سپس در سال ۱۳۱۷ شمسی (۱۹۳۸ میلادی) به ایران مهاجرت کرد و در شهر قزوین اقامت گزید. در سال ۱۳۲۰ شمسی (۱۹۴۱ میلادی) در تهران هنرستان رقص تهران را تاسیس نمود. وی همچنین موسس پر آوازه ترین گروه رقص تهران در سال ۱۳۴۱ شمسی (۱۹۶۲ میلادی) می باشد گروهی که در نتیجه تلاش های بی وقفه چندین ساله جانبازیان به گروهی حرفه ای تبدیل شد. جانبازیان در سال ۱۳۴۲ شمسی (۱۹۳۶ میلادی) در تهران درگذشت.
بانو آناهید جانبازیان:
آناهید جانبازیان در تهران به دنیا آمد و از سنین کودکی هنر حرکات موزون و رقص را زیر نظر پدر خود استاد سرگیس جانبازیان فرا گرفت. پس از فوت پدر او به ارمنستان (شوروی سابق) سفر کرد و لیسانس خود را در رشته تدریس باله و رقص فولکور محلی دریافت نمود. پس از بازگشت حدود دوازده سال هنرستان باله تهران را اداره نمود و شاگردان بسیاری را تربیت نمود و برنامه های گوناگونی به روی صحنه آورد. وی در سال ۱۳۶۳ شمسی (۱۹۸۴ میلادی) از دانشگاه u.c.l.a (یو.سی.ال.ای) کالیفرنیا موفق به اخذ مدرک فوق لیسانس در طراحی رقص مدرن گردید. و در سال ۱۳۶۷ شمسی (۱۹۸۸ میلادی) هنرستان باله خود را در کالیفرنیا تاسیس نمود. آناهید جانبازیان هم اکنون در آمریکا بسر می برد.
لی لی لازاریان:

بانو لی لی لازاریان در تهران به دنیا آمد و در مدرسه داودیان تهران به تحصیل پرداخت. سپس برای ادامه تحصیل راهی ایتالیا گشت و در آن جا به فراگیری موسیقی علمی و آموزش آواز پرداخت. در همان زمان در چند اپرا از جمله ((آیدا و توسکا)) و آثاری از مانولسکو manolesco و شوبرت شرکت داشت.پس از بازگشت به ایران از آنجایی که با حرکات موزون آشنایی داشت و با توجه به اینکه رقص های فولکور به صورت علمی و عملی آموزش داده نمی شد خود بانی تاسیس چنین هنرستانی شد و برای آموزش و مطالعه بیشتر راهی کشورهای مختلف اروپا گشت. لی لی لازاریان به مدت ۵۴ سال به فعالیت هنری در داخل و خارج از کشور پرداخت که قبل از تشکیل وزارت فرهنگ و هنر مجوز آن را به نام هنرستان آزاد لی لی لازاریان از وزارت کشور گرفته بود. وی همچنین آموزشگاه دیگری نیز برای خردسالان ۵ الی ۱۱ سال داشت که در آن جا کلاس تئاتر و موسیقی و باله برگزار می شد. از آثاری که توسط خانم لازاریان در داخل و یا خارج کشور اجرا شده می توان از ((قلب مادر)) اثر ایرج میرزا ((یتیم)) اثر پروین اعتصامی و باله ((تخت جمشید)) با اجرای ارکستر سمفونیک نام برد. آثاری همچون ((وسوسه شیطان)) نیز در تلویزیون اجرا شد کهطراحی لباس و موسیقی آن را نیز خانم لازاریان بر عهده گرفت. از اینجا باید اضافه کرد که خانم لی لی لازاریان یکی از پیشکسوتان عرصه آموزش حرکات موزون در ایران بوده است. وی پس از پیروزی انقلاب نیز به فعالیت خویش ادامه داد اما چند سال قبل به دلیل کهولت و ناراحتی قلبی دست از کار کشید. وی هم اکنون در تهران سنین کهولت را می گذراند.




بولتون در راس تمام خبرهای ورزشی دنیاست. رشوه خواری سام آلاردیس همه چیز را تحت تاثیر گذاشته است و اتحادیه فوتبال انگلستان در صدد است تا تمام پرونده های انتقال چند سال اخیر بولتون را زیر نظر بگیرد و راه های انتقلال و افراد مرتبط با آن را بررسی کند.هنوز هیچ خبری در مورد آندرانیک تیموریان وجود ندارد و بیشترین توجه نسبت به ۳ بازیکن دیگری است که با آژانس های انگلیسی کار می کنند ولی وضعیت بولتون بسیار وخیم است و تمام حرکات و قرار دادها زیر نظر است. آندو یکی از آخرین بازیکنان جدید بولتون است که در آخرین روز نقل و انتقالات به بولتون آمد.
تیموریان می گوید: این مسائل مربوط به گذشته است و من از رشوه گیری سرمربی بی خبر هستم. دوست ندارم به این اتفاقات توجه کنم و فقط تمرین می کنم. فعلا مشکل آندو اختلاف مالی بولتون و ابومسلم است و تیم انگلیسی هنوز پول انتقال را به حساب ابومسلم واریز نکرده است. تیموریان می گوید: اختلافات این دو باشگاه ربطی به من ندارد.


