تبليغاتX
ارامنه ایران
تصاوير
083913.jpg
حرفی در مورد جام جهانی ندارم ای کاش تیم ما غیرت غنا گرسنه و آفریقایی را داشت!!! فقط خبر جدید اینه که آندرانیک تیموریان را چند تیم سوئیسی به طور جدی دنبالش هستند همین
نوشته شده توسط واراند در Sun 18 Jun 2006 ساعت 11:34 | لینک ثابت
083622.jpg
 
ايران ورزشى- «آندرانيك تيموريان» بازيكن جوان و خلاق تيم ملى كشورمان ديروز و در كنفرانس مطبوعاتى تيم ملى در پاسخ به اين سؤال كه وضعيت درونى اردوى تيم ملى به چه شكل است مى گويد: «ارتباط خوبى ميان بازيكنان وجود دارد. پس از باخت برابر مكزيك هيچ تغييرى در روحيه بازيكنان ايجاد نشده است و همه مصمم هستيم تا برابر پرتغال پيروز شويم.»
تيموريان در ادامه مى گويد: «به بازى در تيم ملى ايران افتخار مى كنم و هر موقع كه لازم باشد در اختيار تيم ملى هستم و نهايت تلاشم را انجام مى دهم تا مثمر ثمر باشم.»
نوشته شده توسط واراند در Fri 16 Jun 2006 ساعت 16:57 | لینک ثابت
                                                    

 بله تیم ملی فوتبال ایران در عین شایستگی با نتیجه ۳ بر۱ از مکزیک شکست خورد در این بازی آندرانیک تیموریان طبق معمول همیشه خوب بازی کرد و میشه گفت ایندفعه فوق العاده بود به نظر من فقط او و هاشمیان داشتند بازی می کردند. ولی گاه و بی گاه هرچقدر که یک بازیکن یک تیم خوب کار کند بازیکنان دیگر تیم با احساسات ۷۵ میلیون نفر بازی می کنند دروازبانی به نام میرزاپور که با وجود چندین سال سابقه یک ضربه دروازه رو نمی تواند بزند و همیشه هم در ترکیب ثابت حضور دارد که بارها اشتباهات مسلم او نه تنها درست نشده است بلکه او را پر مدعا تر از همیشه کرده است!!! و برانکو ایوانکویچ هیچ انتقادی را قبول نمی کند حتی اگر یک ملت و تمام روزنامه های ایران و دنیا بگویند و علی دایی که باید تا دقیقه ۹۰ در زمین باشد تا جوانان خرمشهری برای رفتن او از تیم ملی دعا کنند!!!! در صورتی که جوانان شایسته ای مانند برهانی و خطیبی باید دقیقه ۸۳ وارد زمین بشوند!!! چرا یک تیم که دارد بازی پایاپا رو باتیم چهارم دنیا انجام میده باید از نیمه دوم فقط بره تو لاک دفاعی و حفظ نتیجه بکنه اونم نتیجه ۱-۱ !!!!! با اینها شاید اینها تجربه بشه برای بازی های بعد که به نظر من نمیشه ولی باز میگم به امید نتایج خوب از تیم ملی فوتبال ایران

نوشته شده توسط واراند در Sun 11 Jun 2006 ساعت 21:47 | لینک ثابت |

آندرانیک تیموریان

آندرانیک تیموریان متولد نیمه اسفند ماه سال 1361 می باشد.

وی فوتبال خود را از تیم آرارات آغاز کرد و به مدت دو سال در این تیم به بازی پرداخت. پس از آن به تیم کشاورز پیوست و یک سال هم در آن تیم به فوتبال خود ادامه داد. وی پس از بازی در کشاورز در تیمهای جوانان و امید استقلال بازی کرد و پس از آن برای انجام خدمت مقدس سربازی به به تیم عقاب تهران پیوست و پس از گذراندن این دوره به تیم فوتبال ابومسلم خراسان پیوست.

در طی این مدت آقایان زینلی ، ادیسی ، ذولفغارنسب ، ایوانکوویچ ، فرکی ، بگوویچ ، میثاقیان ، مرفاوی و طاهری برای او زحمات فراوانی را کشیده اند.

آندو فرزند ششم خانواده می باشد و تا کنون ازدواج نکرده است.  

به گفته مربیان تیم و بسیاری از کارشناسان، آندرانیک جوانی آینده دار است که می تواند به راحتی تبدیل به بازیکنی بزرگ شود . 



پست :  هافبک دفاعی/هافبک بازی ساز
تاریخ تولد/محل تولد :  15/12/1361 - تهران
قد/وزن :  188cm- 77kg
وضعیت تاهل :  مجرد
تحصیلات :  دیپلم
افتخارات :  قهرمانی لیگ یک کشور به همراه جوانان استقلال - نائب قهرمانی جام حذفی کشور به همراه ابومسلم - حضور در تیم ملی فوتبال امید و بزرگسالانایران
شهرت :  آندو
تفریح مورد علاقه :  بیلیارد - شنا
شعار :  دوستی رمز موفقیت
نشانی الکترونیکی :  
باشگاه های پیشین :  
تاریخ پیوستن به ابومسلم :  1383
مدت قرارداد :  تا پایان فصل 86-85

نوشته شده توسط واراند در Fri 9 Jun 2006 ساعت 11:30 | لینک ثابت
هافبک تیم ملی قوتبال ایران ایران گفت: با تمام وجود در رقابت های جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان از حیثیت مردم و فوتبال ایران دفاع می کنیم.آندرانیک تیموریان در گفتگو با ایرنا گفت:استراحت دو روزه بازیکنان پس از دیدار با تیم بوسنی و همچنین دیدار آنان با خوانواده هایشان سبب تقویت روحیه آنان شد.وی درباره تیم های همگروه ایران در رقابت های جام جهانی آلمان(گروه D ) گفت: هر سه تیم حاضر در گروه ما از تیم های قدرتمند هستند و ما بازی های سختی مقابل آنها خواهیم داشت.

تیموریان در ادامه گفت: با این وجود تیم ایران با کسب دو پیروزی مقابل تیم های مکزیک و آنگولا به دور دوم صعود خواهد کرد. تیموریان افزود: دیدار سختی را مقابل تیم پرتغال خواهیم داشت اما بازیکنان تلاش خود را به کار می گیرند تا تیم ایران بازنده میدان نباشد.وی در مورد اقامت یک هفته ای ایران در کمپ فردریش هافن پیش از رقابتهای جام جهانی گفت: این فرصت خوبی است که بازیکنان خود را با شرایط آب و هوای محل مسابقات وفق دهند و همچنین به آمادگی ۹۰ تا ۱۰۰ در صد بدنی دست یابند

همچنین شبکه تلویزیونی قطر نیز با تمجید از تیموریان این بازیکن مسیحی ایران را یکی از ستونهای خط مرکز ایران نامید

در همین راستا آندرانیک تیموریان با رد دعوت خود به تیم ملی جهت کار تبلیغاتی دعوت شدن خود به تیم ملی را حاصل از بازی خوب خود دانست

نوشته شده توسط واراند در Fri 9 Jun 2006 ساعت 11:25 | لینک ثابت |
 

در هفته گذشته تیم فوتبال هنرمندان بنا به دعوت باشگاه آرارات اصفهان و شورای خلیفه گری ارامنه جنوب ایران برای یك بازی دوستانه با تیم فوتبال آرارات اصفهان به دیار زاینده رود رفت .
این دیدار دوستانه در راستای  بزرگداشت سالگرد نسل كشی ارامنه در روز 24 آوریل سال 1915 انجام شد . هدف از این دیدار اعتراض ارامنه و یاد آوری آن به جهانیان بود . در چنین روزی یك میلیون و پانصد هزار نفر از ارامنه به دست دولت عثمانی كشته شدند .
دولت تركیه چنین نسل كشی را تكذیب میكند و از پذیرفتن چنین نسل كشی وحشتناكی فرار میكند . این دولت تا به حال حتی زمینهای اشغالی ارامنه را هم پس نداده است و كماكان به اشغال زمینهای ارامنه ادامه میدهد .

ورود هنرمندان به اصفهان :

ساعت 10 صبح هواپیمای مربوط به تیم فوتبال هنرمندان در فرودگاه اصفهان به زمین نشست و با استقبال هیت مدیره باشگاه آرارات اصفهان روبرو شدند . تیم فوتبال هنرمندان ایران با یك دستگاه مینی بوس مجهز راهی كلیسای وانك اصفهان شد . در این سفر نیما نكیسا هم تیم هنرمندان را همراهی میكرد ...

دیدار از كلیسای وانك اصفهان ....

پس از ورود تیم هنرمندان به كلیسای وانك , از طرف شورای خلیفه گری ارامنه اصفهان مورد استقبال قرار گرفته شدند . تیم فوتبال هنرمندان به دیدار از كلیسای وانك اصفهان پرداختند . تمامی نفرات تیم هنرمندان از دیدن موزه كلیسای وانك به وجد آمدند . نفرات تیم هنرمندان انتظار دیدن چنین موزه ای را نداشتند و با حلقه زدن دور آثار موزه به گشت زنی در موزه پرداختند .

بیشترین مشتری این آثار هم از آن الفبای حكاكی شده بر روی یك موی بلند بود . بله درست شنیدید موی بلند . بر روی این موی بلند الفبای ارمنی توسط یك هنرمند ارمنی حكاكی شده است . تیم هنرمندان سپس وارد كلیسای وانك شد و از این كلیسا دیدن كرد .



اهدای گل به یادگار كشته شدگان 24 آوریل ....

تمامی نفرات تیم فوتبال هنرمندان با اهدای یك شاخه گل بر مزار یادگار كشته شدگان 24 آوریل 1915 به تمامی كشته شدگان آن نسل كشی ادای احترام كردند ....

سخنرانی اسقف اعظم ....

در ادامه هنرمندان در یك میهمانی خودمانی به دیدار اسقف اعظم كلیسای وانك بابگن چاریان رفتند ... بابگن چاریان در سخنان خود گفت (( من بسیار خوشحالم كه امروز در خدمت شما هستم . تا به حال تمامی مهمانهای من از افراد سیاسی و مذهبی بودند , اما من خوشحالم كه امروز خدمت شما هنرمندان - ورزشكاران عزیز هستم ))

در ادامه اسقف اعظم بابگن چاریان به تشریح كشتار وحشیانه دولت عثمانی پرداخت و تمامی اتفاقات آن دوران را برای هنرمندان به اختصار بیان كرد .
سپس حسین یار یار مدیر عامل باشگاه هنرمندان ایران سخنانی را بیان كرد . او در قسمتی از سخنان خود چنین گفت : (( من این نسل كشی ارامنه را به تمامی ارامنه جهان تسلیت میگویم و با آنها همدردی میكنم . تیم هنرمندان تمامی بازیهای خودش را در راه انجام بازیهای خیر خواهانه انجام میدهد و هدف این تیم در انجام این بازیها رساندن صدای مظلومان و كمك به فقرا و تهیدستان میباشد . ))

لوح یاد بود (( مجید سبزی ))

در پایان سخنان , لوح یاد بودی از طرف باشگاه ارامنه آرارات اصفهان به حسین یار یار اهدا شد .
ویگن موسسیان رئیس هیت مدیره باشگاه ارامنه اصفهان با اهدا لوحی به حسین یار یار درگذشت مجید سبزی را به خانواده و تیم هنرمندان تسلیت گفت . حسین یار یار از دریافت لوح كاملا" شگفت زده شد . این كار بسیار زیبای باشگاه آرارات اصفهان لحظاتی تمای حضار را به یاد آن مرحوم انداخت و نفرات در سخنرانی را كاملا" شوكه كرد ...
این لوح به همراه آرم باشگاه آرارات تهران به خانواده مرحوم مجید سبزی اهدا خواهد شد .

استقبال بی نظیر از این بازی !!

این مسابقه از آن دسته از بازیهایی بود كه با استقبال بی نظیر خانواده های ارامنه اصفهان روبرو شد . استقبالی كه شاید از مسابقات بهاره ارامنه كشور در اصفهان انجام نمی شد .
نزدیك به 20 هزار نفر از خانواده های ارامنه اصفهان و شاهین شهر از این مسابقه استقبال كردند . بازار گرفتن عكس و امضا داغ داغ بود . تمامی ارامنه دور هنرمندان محبوب خودشان دور میزدند و با آنها عكس یادگاری می گرفتند .



شروع مسابقه با شوت اسقف اعظم !!

شروع مسابقه با ابتكاری زیبا و به یاد ماندنی با شوت اسقف اعظم بابگن چاریان به زمین تیم هنرمندان آغاز شد . با این ضربه دیدار دو تیم رسما" آغاز شد ...



این بازی زیبا و مهیج با نتیجه 2 بر 2 به پایان رسید كه گلهای هنرمندان را (( رضا حسینی و امیر شاملو )) به ثمر رساندند و گلهای تیم آرارات را (( لئون استپانیان 2 گل )) به ثمر رساند :
در تیم هنرمندان كه به مربیگری محمد پنجعلی به زمین رفتند چهره هایی چون (( محمد رضا مهرانپور - پویا امینی - علی منصوری سید جواد هاشمی - لرستانی - امیر شاملو - هوتن و هومن جوادی - رضا حسینی و .... بازی كردند .


در تیم آرارات اصفهان هم چهره هایی چون (( واهیك تروسیان كاپیتان سابق پلی اكریل - لئون استپانیان بازیكن فعلی ذوب آهن - سامسون پطروسیان بازیكن سابق ذوب آهن و آرارات تهران - ماسیس استپانیان بازیكن سابق آرارات تهران - آلفرد تروسیان از بازیكنان كهنه كار و قدیمی اصفهان - روبیك غریبیان و .... بازی كردند :
قضاوت این دیدار را مهدی اخوان داور با تجربه و صاحب نام اصفهان انجام داد . دو كمك داور جوان هم به او كمك كردند تا این دیدار به نحو احسن انجام بگیرد !



مهمانهای ویژه :
از مهمانهایی كه دعوت شدند ولی به علت مشغله كاری عذر خواهی كردند می شود از :
عادل فردوسی پور به علت مشغله كاری عذر خواهی كرد : یاسر اشراقی مدیر مسول و سردبیر سایت پارس فوتبال دات كام هم به علت مشغله فراوان عذر خواهی كرد !
آرمناك پطروسیان و ادموند بزیك هم به علت تقارن این بازی با بازی تیم سپاهان با تراكتور عذر خواهی كردند .

نماینده ارامنه جنوب ایران در مجلس شورای اسلامی (( روبرت بگلریان )) هم از این بازی دیدن كرد .

...و در پایان :

در پایان این بازی به یاد ماندنی تیم هنرمندان به كلیسای وانك رفتند : در كلیسای وانك سخنرانی ترتیب داده شده بود كه اساتید دانشگاه و دانشجویان در آن از این واقعه دلخراش یاد آوری كردند : سخنرانان این مراسم از اساتید(( ارمنی و مسلمان )) و دانشجویان (( ارمنی و مسلمان )) تشكیل شده بود :
در قسمت دیگری از این مراسم اسلایدهای فراوانی از واقعه 24 آوریل به نمایش در آمد : و در پایان نیز به تمامی هنرمندان یك كتاب و سی دی در باره 24 آوریل 1915 هدیه داده شد :
هنرمندان پس از صرف شام اصفهان را به مقصد تهران ترك كردند :

نوشته شده توسط واراند در Mon 29 May 2006 ساعت 7:16 | لینک ثابت |

                                                

یـِپرم خان(یپرم داویدیان گانتساسکی) از انقلابیون ارامنی و یکی از رهبران نظامی انقلاب مشروطه می‌‌باشد و در سال ۱۲۴۷ خورشیدی در روستای بارسوم در گنجه زاده شد. چند سال در سیبری در اسارت روسهای تزاری بود. چون از آنجا گریخت به ژاپن رفت و پس از چندی به ایران رسید. نخست آموزگار شد و سپس در شهر رشت و قزوین و تبریز به کوره پزی پرداخت در سال ۱۲۸۷ خورشیدی به فدراسیون انقلابیون ارمنی (داشناک‌‌ها) پیوست. با همکاری سردار اسعد بختیاری و سپهدار تنکابنی تهران را فتح نمودند و خود به عنوان رئیس نظمیه انتخاب شد. وی رهبری حمله و خلع سلاح ستارخان را در سال ۱۳۲۸ قمری به عهده داشت که منجر به زخمی شدن و مرگ سردار ملی ستارخان گردید. در سال ۱۲۹۱ خورشیدی با یاران اندک شمار خود در همدان شکست سختی به سپاه بزرگ سالارالدوله (برادر محمدعلیشاه) داد و سرانجام در ۲۹ اردیبهشت ۱۲۹۱ خورشیدی در محل قلعه شورجه همدان در جنگ دیگری کشته شد آرامگاه وی در تهران در حیاط مدرسه کوشش ارامنه (در خیابان نادری سابق) قرار دارد

ب) جنگ های ارامنه به رهبری یپرم خان


میان مورخان ایرانی اتفاق نظری در باره یپرم خان وجود ندارد. برخی چون کسروی و رایین ، او را شخصی مثبت و بزرگ جلوه داده اند ، گروهی چون نوایی و صفایی از او بد گفته اند و عده ای نیز چون فخرایی و بامداد نگاهی معمولی به او کرده اند.

 آن چه که مسلم است مجاهدان ارمنی که از رشت در دسته یپرم خان بودند ، اگر جلوه ای کردند ، به خاطر حضور یپرم خان بود. با او درخشیدند و پس از او به تشتت و خاموشی گراییدند. من در بیان وقایع تاریخی ، از کتاب اسماعیل رایین استفاده خواهم کرد و در مطاوی سخن ، نظر خود را در باره یپرم خان خواهم نوشت.


"یپرم داویدیان" در سال 1868م. درگانتساگستی پا به عرصه وجود گذارد و پس از طی مراحل اولیه زندگی ، در جوانی به فعالیت های سیاسی روی آورد. در سال 1889م. به گروه "فداییان ارمنی" ملحق شد تا آنان را در کمک به ارمنیان ساکن عثمانی همراهی نماید. دولت روسیه این گروه را در سرحدات خود دستگیر و 27 تن ، من جمله یپرم خان را به سیبری تبعید کرد. او پس از مدتی از سیبری فرار نمود ، به ایران آمد و در رشت ساکن شد.(25)


یپرم از راه مشاغلی چون کشت سیب زمینی و گوجه فرنگی ؛ آجر پزی ؛ مقاطعه کاری و راه سازی امرار معاش می نمود. چون در رشت رایحه انقلاب را استشمام کرد ، به انقلابیون پیوست و نماینده کمیته داشناکسیون در کمیته ستار گشت. چند تن از دوستان او نیز به او ملحق شدند و دسته نیرومندی را به وجود آوردند.(26) یپرم خان در باره تشکیل کمیته ستار در خاطرات خود چنین نگاشته است:

 


" در 23 ژوئن 1908 پس از حادثه به توپ بستن مجلس ، با اعلامیه هایی در رشت ، آزادی خواهان را به شرکت مؤثر در مبارزه تشویق کردیم. دراین اعلامیه ها پس از تشریح هدف های اساسی انقلاب ، یاد آور شدیم که اکنون بهترین موقعیت برای اقدام علیه دولت و پایان دادن به  دست اندازی های اوست [...] با یاری و همکاری رفقای ایرانی ، کمیته ای متشکل از 7 نفر به نام کمیته ستار تشکیل دادیم. سه نفر از اعضای این کمیته ارمنی [یپرم خان ، آرداشس و نرسس] و چهار نفر دیگر مسلمان هستند [...] اعضای کمیته ستار در آغاز کار خود را سوسیال دموکرات می نامیدند و این بدان خاطر بود که گروه کثیری از گرجی ها به رشت آمده و اینان را تحت تأثیر افکار خود قرار داده بودند ، ولی در عمل از برنامه مرامنامه ما ( داشناکسیون ــ اتحاد انقلابیون ارمنی ) پیروی می کردند. با توجه به این که از کمیته ستار عملا کاری ساخته نیست و به طوری کلی از دست زدن به اقدامات جدی گریزان است ، چهار نفر ایرانی و سه نفر ارمنی [...] بعد از تشکیل کمیته ها ، طرح تهیه و تأمین تدارکات برای شروع جنگ آغاز شد. تصمیم گرفتیم که از قفقاز اسلحه و مهمات تهیه کنیم ، پول خرید اسلحه و مهمات و هزینه حمل و نقل آن توسط ایرانی ها پرداخت می شود و حمل آن به عهده ماست. تعداد مجاهدین ترک و گرجی با کمک حزب داشناکسیون رفته رفته افزایش می یابد ".(27)

 


مبارزان مشروطه خواه در رشت قرار را بر این گذاشتند که در تاریخ 16 محرم 1327 به دارالحکومه حمله کرده و آن را فتح نمایند. بنابراین با نقشه ای از پیش طراحی شده ، محمد علی خان سردار افخم ( حاکم رشت ) را به باغی دعوت نمودند و گروه تحت رهبری معز السلطان بر سر او ریخته و او را کشتند. دارالحکومه نیز توسط یپرم خان تصرف شد و بدین ترتیب شهر رشت به دست مجاهدان افتاد. معزالسلطان حاکم موقت گردید و محافظت شهر نیز به عهده یپرم خان واگذار گشت. یپرم خان در خاطرات خود آورده است که در آن زمان 20 مجاهد ارمنی در رشت حضور داشتند.(28)


پس از آزاد سازی رشت ، یپرم خان انزلی را نیز فتح نمود و از این سوی به سنگر بندی در منجیل مشغول گردید. گویا از بین مجاهدان ، شور و اشتیاق مشارالیه برای حرکت به سمت طهران بیش از دیگران بوده است و این نبوده مگر همان روحیه مبارزه طلبی که درنهاد این مرد نهاده شده بود. سپهدار تنکابنی و معزالسلطان با پیشنهاد یپرم برای فتح طهران موافقت نداشتند. سپهدار مزبور در این زمان ، علی رغم مخالفت های پیشینش ، به مشروطه خواهان پیوسته و البته مشروطه خواهیش بیش از آن چه از فهم پارلمانتاریسم به وجود آمده باشد ، از سر لج و لجبازی با عین الدوله و شاه رشد کرده و آن موقع تقریبا به مراد خود که حکومت گیلان باشد ، رسیده بود. یپرم خان با سخنان خود نخست اعضای حزب داشناکسیون و سپس کمیته های گیلان و ستار را قانع ساخت و ایشان را برای حرکت به سوی پایتخت تحریض و تشویق نمود. در همین هنگام داوطلبان قفقازی که اغلب ارمنی و از صاحب منسبان ارامنه در قشون روسیه بودند و یا در جنگ ها ، کار آزموده و با تجربه بودند ، به رشت وارد گردیدند.(29)


یپرم خان با 75 سواری که در اختیار داشت ، پس از جنگ و گریز هایی در اطراف قزوین ، با وجود تمرکز قوای دولتی در آن شهر ؛ بالاخره درتاریخ 14 ربیع الثانی 1327 قزوین را فتح کرد ، در حالی که از سربازان او 5 کشته به جا مانده بود. دو ارمنی ، دو مسلمان و یک گرجی.(30) پس از اعدام حاکم قزوین ، یپرم خان حکم اعدام یک ارمنی را که در قوای دولتی خدمت می کرد ، نیز صادر نمود.(31)


در قزوین مجاهدان به تدارک قوا پرداختند و خچو نامی از ارامنه مسؤول آموزش نظامی به تازه واردان مجاهدین گشت. پس از عهد شکنی مجدد محمد علی شاه از تشکیل مجلس ، تصمیم برای فتح پایتخت در میان مجاهدان مشروطه قطعی گشت. به دلیل رشادت های یپرم خان ، کمیسیون جنگ ، فرماندهی اردو را به یپرم خان پیشنهاد نمود ، اما مشارالیه گفت که در این موقعیت حساس سیاسی ، درست نخواهد بود که فرمانده سپاه مبارزان یک غیر مسلمان باشد. به همین دلیل فرماندهی کل به سپهدار تنکابنی واگذار شد و مقرر شد که سر دسته ها به فرمان یپرم خان باشند.


مجاهدان به سمت کرج حرکت کردند و طبق معمول قوای یپرم خان ، پسش قراول جنگ ها بود و در جنگ هایی که در کرج و اطراف آن رخ داد ، به جز یک باری که او طعم شکست را چشید ، در بقیه موارد فتح و ظفر با او همراه بود. در همین ایام توسط مجاهدان ، بیمارستانی در حصارک تأسیس گشت و در ترتیب کار مریضخانه ، از جهت پرستاری و اداره امور داخلی ؛ ارامنه سهم مهمی داشتند. دو تن از ارامنه نیز با مبلغ ماهی 25 تومان به سمت پرستاری این مریضخانه انتخاب شدند و از میان سه طبیبی که کار مداوای مجاهدان را بر عهده داشتند ، یک طبیب به نام تاشجیان ، از ارمنه رشت ، به کار طبابت برای مجاهدان اشتغال داشت.(32) زنان و دختران ارامنه در کلیه اوقات از مجاهدین زخمی ، نگه داری می کردند و چه بسا از راه های دور ، برای بیماران آن مریضخانه ؛ وسایل راحت ، خوراک و لباس می فرستادند. حتی برخی از زنان در میان مبارزان حضور فعال داشتند که یکی از آنان دختر خود یفرم خان به نام آسفیک بود.(33)


قشون مجاهدان بختیاری نیز در این زمان به فرماندهی سردار اسعد به گروه سپهدار پیوست و پس از جنگ هایی که به ذکر آنها لزومی نیست ، کنترل طهران در تاریخ 25 تیر ماه 1288 مطابق با 27 جمادی الآخر 1327 از دست قوای محمد علی شاه خارج گشت و مشارالیه به سفارت روسیه پناه برد. یپرم در خاطرات خود آورد:

 


" مجلس عالی بدون فوت وقت شروع به کار کرد[...] مجلس عالی مرکب از نمایندگان طبقات مختلف است ، یک نفر نماینده ارمنی هم در آن عضویت دارد. من و معز السلطان و میرزا محمد علی خان [ تربیت] با حفظ مشاغل خود ؛ با حق رأی قطعی ، می توانیم در مذاکرات مجلس مزبور شرکت نماییم [...] برای مشاوره در امور جنگی و نظامی ، کمیسیونی به نام کمیسیون جنگ و نیز کمیسیونی به نام کمیسیون عالی در وزارت مالیه تشکیل گردید. در این دو کمیسیون هم دو نفر ارمنی عضویت دارند ".(34)

 


جهت حفظ انتظام شهر ، یپرم خان را به ریاست شهربانی برگزیدند. این انتخاب با توجه به خصوصیات او انتخابی شایسته بود. او در سایه تجربیاتی که در قفقاز و ترکیه نسبت به مسأله پلیس کسب نموده بود و حتی در گروهش چند نفربودند که به عنوان پلیس در استانبول سابقه خدمت داشتند ، تشکیلات پلیس را سامان داد و در پناه قدرتی که به دست آورده بود ، به سرکوبی مخالفان دولت جدید مشغول گشت. او آن قدر مورد توجه و احترام بود که می توانست در جلسات هیأت دولت شرکت کند.(35)


پس از این جریانات ، دستگیری ، اعدام و حبس مخالفان مشروطه و مسؤولین دوره استبداد صغیر آغاز گشت. حاج شیخ فضل الله نوری تنها شخصیتی است که می توان گفت ، مورخان به دلیل داشتن مقام اجتهاد ، اعدام او را تقبیح کرده اند. صفایی در کتاب رهبران مشروطه نوشت که یپرم خان بر اعدام شیخ فضل الله اصرار داشت و طوری وانمود کرده است که او از مسببین اصلی این واقعه است.(36) در حالی که اگر یپرم خان قلبا موافق اعدام شیخ بود ، اما توانایی تصمیم گیری در این زمینه نداشت. یک محکمه انقلابی که دادستانی آن را شیخ ابراهیم زنجانی بر عهده داشت حکم به قتل شیخ فضل الله داد و این حکم در 13 رجب 1327 در میدان توپخانه به اجرا درآمد.


مجلس دوم که تشکیل گشت ، این بار یهودیان و ارامنه نیز نماینده ای به مجلس فرستادند. از چگونگی این انتخاب ها و دلیل آن ، چیزی نگفته اند ، اما به اعتقاد من دلاوری های ارامنه ، در تغییر اندیشه اهالی مجلس نسبت به داشتن نماینده ارامنه ، تأثیری به سزا داشته است. در مجلس دوم یوسف میرزا یانس که از اعضای حزب داشناک بود ، به سمت نمایندگی ارامنه به مجلس راه یافت.(37)


حدودا 4 ماه بعد از آن که طهران فتح گردید ، از یک طرف ملا قربان علی در زنجان و از طرف دیگر عشایر شاهسون به رهبری رحیم خان چلبیانلو در قراچه داغ به مخالفت با مشروطه قیام کردند. دولت بر سرکوب مخالفین مصمم بود ، لذا دولت سپاهی به فرماندهی یپرم خان به آن سمت گسیل داشت و قوای دولت بر هر دو گروه غالب آمد. ملا قربان علی به طهران فرستاده شد و رحیم خان به روسیه گریخت. پس از این دو فتح ، توسط ستارخان و باقرخان و اهالی تبریز از یپرم خان و جعفر قلی خان بختیاری استقبال شایانی به عمل آمد.


دراین زمان یپرم خان استعفای خود را به هیأت دولت تقدیم کرد تا از خستگی های ناشی از جنگ های متعدد آسوده گردد ، اما استعفایش مورد قبول وزیر داخله واقع نگردید.(38) بر اساس مفاد اسناد موجود ، معلوم می گردد که ادعای مخالفان یپرم خان مبنی بر جاه طلبی و قدرت جویی او اساسی ندارد. کسی که جاه طلب باشد ، در اوج توانایی و اهمیت ، هیچ گاه در پی استعفا بر نمی آید.


پس از بازگشت یپرم و سواران تحت فرماندهی اش ، در جمادی الآخر 1328 به طهران ، اختلافات فی مابین دو حزب اعتدال و دموکرات شدت یافت و ظاهرا بنا به تصمیم کمیته مرکزی سوسیال دموکرات ها که  حیدر خان عمو اغلی و تقی زاده از اعضای مهم آن بودند ، سید عبدالله بهبهانی ترور شد. اعتدالیون نیز که از پشتیبانی ستارخان ، باقرخان و معزالسلطان بهره می بردند ، دست به تلافی زده و محمد علی خان تربیت و یک نفر همراهش را ترور نمودند. دولت با تصویب مجلس ، فرمان خلع سلاح عمومی را صادر کرد. مجاهدین در تحویل اسلحه تعلل نمودند و قوای دولتی به رهبری یپرم خان ، پس از اتمام مهلت مقرره ، به پارک اتابک که محل استقرار مجاهدان بود ، حمله ور گشت و بالاخره پس از جنگ و خون ریزی بر ایشان فائق آمده و جمعشان را متفرق ساخت. این جا نقطه ای است که مورخان بر یپرم خان نکته گیری کرده اند که چرا ارامنه با کمک بختیاری ها کمک به خلع سلاح مجاهدین مشروطه نمودند.


به اعتقاد من محق دانستن ستارخان وباقرخان در تمرد از حکم دولت و مجلس ، مطلقا منطقی نیست. در آن فضای رعب و ترور که مجاهدان بدان دامن می زدند ، برای هر حکومتی تصمیم منطقی آن بود که تفنگ به دستان را خلع سلاح کند. جز این راه ، چیزی جز هرج و مرج باقی نمی ماند. ستارخان قول داد که اسلحه های سربازان خود را به شهربانی تحویل دهد ، اما در روز موعود نه تنها این کار را نکرد ، بلکه به سوی قوای دولتی تیراندازی نمود. اگر به راستی هدف او برقراری قانون و اطاعت از مجلس بود ، تعللش در خلع سلاح معنا نداشت. نکته ای دیگر را نیز می دانیم. در نظر یپرم خان ،  دسته ای که تحت فرمان باقر خان بودند ، سابقه ای خوش نداشتند. او در خاطرات خود نوشت:

 


" درست در هنگامی که ما در گرماگرم جنگ بودیم ، سالار ملی با یک عده سوار پشت سر ما ، دهات را یکی پس از دیگری غارت می کردند و غلات اهالی را برای فروش به این طرف و آن طرف می فرستادند ".(39)

 


این حقیقتی تلخ است که مجاهدان مشروطه ، فهمی از حقیقت مشروطه نداشتند. همین باقرخان بارها به داشتن رفتار متعصبانه نسبت به انقلابیون غیر مسلمان متهم شده بود. در همان جنگ های تبریز ، زمانی که ارامنه به صرف غذا دعوت شدند ، باقر خان مشروطه خواه و افرادش از آنان خواستند که بر سر سفره ای جداگانه بنشینند!!(40) این عمق بلاهت یک آزادی خواه است.


از طرف دیگر آن مجاهدان پفکی ، علی رغم مدعا و هدف خود از جنگیدن ، در عمل دست کمی از نیروهای استبداد نداشتند و در غارت اموال عمومی ، کوتاهی نمی کردند. یکی از دلایل شکست مشروطه همین بود که تفنگ به دستان مشروطه خواه ، نه به خاطر مشروطیت ، بلکه به خاطر تفنگ ، مشروطه را می خواستند. عشق آنان تنها بستن قطار فشنگ به کمر و سینه بود. عکس هایی که از مجاهدان کوچک و بزرگ در آن زمان برداشتند ، به خوبی حالت اسلحه بازی آنان را به نمایش می گذارد. در تحلیل واقعه پارک اتابک نیز ماجرا به همین قیاس است. مجاهدان درپی ایجاد نظم نبودند. عشق اسلحه و نام مجاهد ، آنان را کشته بود! در آن شرایط گذشتن از اسلحه به معنای جلوگیری از آرزوهایی بود که آنان در مخیله خود برای آزادی عمل می پروراندند.


پس از داستان پارک اتابک ، ارشدالدوله ( داماد ناصرالدین شاه ) ، سالارالدوله و شعاع السلطنه از شرق ، غرب و شمال به مخالفت با مشروطه لشکرکشی کردند. یپرم خان با دسته ارمنیان و مجاهدان بختیاری مأمور سرکوبی ارشدالدوله که تا ورامین پیش تاخته بود ، گردید و در شهریور 1289 آن قوا را منهزم ساخت. دسته ای از ارامنه پس از دستگیری ارشدالدوله او را تیرباران نمودند. به خاطر این پیروزی مهم ، یپرم خان به سردار کلی سپاه ایران برگزیده شد.(41)


بعد از این واقعه ، ماجرای التیماتوم روسیه به ایران پیش آمد و مختصرا ماجرا از این قرار بود که مجلس حکم مصادره اموال سالارالدوله و شعاع السلطنه را صادر نمود. سفارت روسیه به این بهانه که شعاع السلطنه تبعه روس است ، با حکم مجلس مخالفت نمود. اختلاف بالا گرفت و در نهایت دولت روسیه در تاریخ ذی حجه 1329 به ایران التیماتوم داد(42) و ضمنا قوای خود را از سر حد وارد خاک ایران ساخت و دست به قتل و کشتار زد. مجلس التیماتوم را نپذیرفت اما نایب السلطنه ( ناصرالملک ) که با برخی از وزرا دل به تسلیم نهاده بودند ، با تصویب هیأت دولت مجلس را منحل نمود و در محرم 1330 قوای ارمنی به سرپرستی یپرم خان ، نمایندگان را به عنف از مجلس بیرون راندند و مجلس شورای ملی را تعطیل کرده ، حکومت نظامی برقرار ساختند.


از آن جا که روسیه دست از تعرضات خود نکشید ، مورخان ، عمل یپرم خان را مذموم قلمداد کرده اند. رایین نوشته است که یپرم خان در اواخر ایام عمر ، بارها از این که در چنگال سیاست گرفتار آمد و مجلس را با قوای خود منحل ساخت ، اظهار ندامت و پشیمانی نموده است ، اما من در صحت  این روایت شک دارم ، چه که چند ماه پس از تعطیلی مجلس ، یپرم خان در جنگ با قوای سالارالدوله کشته شد و ماجرا از این قرار بود که سالارالدوله پس از هزیمت اول ، دوباره به تشکیل قوا پرداخت و دست به تعرضاتی در غرب کشور زد. در جمادی الاولی 1330 قوای دولتی به سرپرستی یپرم خان برای دفع او به غرب گسیل شد و در زمانی که جنگ برای فتح قلعه شورجه همدان در حال انجام بود ، یپرم به تیر عبدالباقی خان بر خاک افتاد و زندگی پر طلاطم و سراسر مبارزه اش پایان گرفت. جسدش را به طهران منتقل نمودند و با تشییع رسمی و مفصل در مدرسه ارامنه به خاک سپردند. مشارالیه در این هنگام 48 سال بیشتر نداشت.(43)


عبدالباقی خان که دستگیر شده بود ، با تیر انتقام ابرام ارمنی کشته گشت و بعد از یپرم ، سرپرستی مجاهدان ارمنی به "گری" و "گهرم" واگذار شد ولی پس از مراجعت ایشان از جنگ سالارالدوله ، داشناکسیون از فعالیت خود بازماند و همراهان یپرم اکثرا ایران را ترک کردند.(44) بدین ترتیب نقش جنگاوران ارمنی در انقلاب مشروطه به خاموشی رسید.


در باره یپرم خان به این دلیل که نه ایرانی بود و نه مسلمان ، اظهار نظرهای متفاوتی ارائه داده اند. شاید مهم ترین ایراداتی که بر او وارد ساخته اند ، خلع سلاح مجاهدین و انحلال مجلس باشد. به اعتقاد من هر دوی این ایرادات بدون وجه است. در مورد خلع سلاح نگاشتم ، اما در باره انحلال مجلس باید این پرسش اساسی را برای مخالفان یپرم خان مطرح نمایم که اگر ساز جنگ با روسیه ، چنان که مجلس دوم مشروطه طالب آن بود ، زده می شد ، آیا عاقبت آن چقدر به نفع ایران تمام می گشت؟


به اعتقاد من ایراد قطعی و بدون تردیدی که می توان به یپرم خان گرفت ، تمایلات تروریستی او است. این امر مهم ترین ایرادی است که اصولا به موضوع " آزادی خواهی " در ایران وارد است. ترورهای سیاسی که نتیجه مستقیم " تحزب " و اعتقاد گرایی های افراطی بوده است ، ضربه های هولناکی را بر خود آزادی خواهی در تاریخ معاصر وارد نموده که یکی از موارد آن بلاثمر شدن نظام مشروطه است. دلیل این ایراد نیز آن است که متولیان آزادی خواهی در حد و حدود این ادعا نبوده اند ، یا مانند مجاهدان از همان اول دست به تفنگ بودند ، یا مانند صاحبان مطبوعات مشروطه و نمایندگان تندرو مجلس اول ، هیجانات افسار گسیخته خود را در حذف ، خاموشی و سکوت دیگران جستجو کرده اند و یا آن که غالبا از طبقه مذهبی بودند و اساسا توانایی اداره امور سیاسی را نداشتند. تبلور آزادی خواهی عوامانه در ایران یعنی تفنگ را به من بده تا آزادانه مخالف خود را ترور و نابود کنم. این عصاره چیزی است که من دیده ام و مشروطه چیان تندرو به رخ کشیده اند و یپرم خان نیز از این عیب بهره ای برده بود.


با این وجود یپرم خان صفات پسندیده ای نیز داشت. از بی نظمی نمی گذشت. عدالت را با معنایی که در ذهن خودش داشت ، برای همه می پسندید. در اجرای آرمانش ، برای رشوه و رفاقت جایی نبود. او 10 نفر از ارامنه را به دلیل خلاف کاری و یک مورد همراهی با استبداد ، اعدام نمود و این نشان می دهد که او در مقابل اهدافش ، مطلقا تعصب مذهبی را برنمی گزید. به حقوق خود اکتفا می نمود و زمانی که سردار اسعد خواست تا 16000 تومان برای او بفرستد ، نپذیرفت و جواب داد که صلاح نیست مأمورین دولت را عادت به این گونه پولها بدهند.(45) نبوغ نظامی اش بی نظیر بود و مهم تر از تمام این موارد آن که بر خلاف افراد قشونش که تمایلات غارت و تصاحب داشتند(46) ، رضایت مردم تحت اداره قانون ، مد نظرش بود. او در زمانی به گریگور ، سر دسته یکی از گرو ههای ارمنی ، نوشت:

 


" به مردم غیر نظامی صدمه ای نرسد. دهقانان به هیچ وجه طرفدار و موافق ارتجاع نخواهند بود [...] با مردم به مهربانی رفتار نمایید و به هیچ وجه با آنها با خشونت رفتار نکنید ، درغیر این صورت همه چیز را از دست خواهید داد ".(47)

 


از دیگر گروههای مسیحی ، نقشی در انقلاب مشروطه دیده نمی شود. این احتمال وجود دارد که برخی از مبارزان گرجی نیز مسیحی بوده باشند ، اما در گزارش های تاریخی تنها به ملیت آنان اشاره رفته و سخنی در باب اعتقادات مذهبی آنان نشده است. تنها مورد عجیب و کمی غیر عادی آن عملیات جوان آمریکایی به نام "باسکرویل" است که در تبریز معلم مدرسه امریکاییان بود و تحت تأثیر شور و هیجان آزادی خواهی ، به یکباره به مجاهدان پیوست و به آموزش دادن تکنیک های نظامی به جوانان مجاهدین مشغول گشت و بالاخره در واپسین جنگ تبریز با قوای استبداد ، جان شیرین را در راه مشروطه ایران تقدیم نمود.(48)

نوشته شده توسط واراند در Fri 26 May 2006 ساعت 8:23 | لینک ثابت |

نايب رييس فدراسيون ژيمناستيك از عقد قراردادي يك ساله با گارنيك ساروييان ارمنستاني به عنوان مدير فني تيم ملي بزرگسالان خبر داد.

مسعود سليماني در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران‌(ايسنا)، اظهار كرد: گارنيك ساروييان, دبير فدراسيون ژيمناستيك ارمنستان كه هفته‌ي گذشته براي مذاكره با مسوولان فدراسيون ژيمناستيك كشورمان به ايران آمده بود, به عنوان مدير فني تيم ملي بزرگسالان ايران انتخاب شد و هفته‌ي آينده قراردادي يك ساله با حقوق ماهيانه هزار دلار با وي امضا مي‌كنيم.

وي با اشاره به حضور 10سال قبل ساروييان در ايران افزود: او يكي از بهترين مربيان جهان است و قطعا كمك بسياري به ژيمناستيك ايران مي‌كند. با انتخاب وي تيم ملي ديگر سرمربي نخواهد داشت و گارنيك برنامه‌ريز اصلي است. قاسمي، جوان بخت، محتشمي، كريم‌نژاد، خيرخواه و نوظهوري هم به عنوان شش مربي تك وسيله، تيم ملي را همراهي مي‌كنند.

نايب رييس فدراسيون ژيمناستيك با تاكيد بر اين كه سرگئي ماشكو پس از بازگشت به ايران مدير فني تيم‌هاي پايه خواهد شد خاطرنشان كرد: او كه به خاطر مشكلات خانوادگي از ايران رفته بود هفته ي آينده به ايران مي آيد و همسر او نيز راه اندازي ژيمناستيك ريتميك را بر عهده خواهد داشت.

سليماني با اشاره به كمك‌هاي شايان «النا سراچنكو» سرمربي تيم ملي بانوان به ايران ادامه داد: او هفته‌ي گذشته درخواست حقوق ماهانه هزار دلار را كرده كه با توجه به حقوق 720 دلاري قبلي او اين مبلغ زياد است. با اين وضعيت به احتمال زياد سراچنكو اواخر ماه آينده به كشورش بازگردد و ديگر قراردادش را تمديد نكنيم.

نوشته شده توسط واراند در Mon 22 May 2006 ساعت 8:53 | لینک ثابت |
 
domain parking guide